سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید، بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانین را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم و مدیریت خود مان را آنطور با قوانین جامعه مورد نظر هماهنگ کنیم که نه خود ما و نه جامعه از آن ضرر ببیند؟
در همهء تمدن های بشری این یک امر پذیرفته شده است که اداره کننده ء سالم، راستکار، راستگوی و پای بند به قانون را مردم می پسندند. همهء ادیان و مکتبهای بشری اصولی را در زمینه ای وضع کرده اند تا جامعه را بسوی خیر و فلاح بکشانند، این اشخاص هستند که قانون را زیر پای میگذازند، آنرا توجیه غلط میکنند و مورد استفادهء سوء قرار میدهند. بعبارت دیگر مشکل اصلی در نبود قانون نیست بلکه مشکل در عدم رعایت و تطبیق قانون است.
بدون شک قوانین در ذات خود برتری ها و بهتری های نسبت به یکدیگر دارند، اما در مجموع هیچ قانون انسانها را تشویق به ظلم و تجاوز به حق دیگران نمیکند . پس از دیدگاه شما یک مدیر موفق چه کسی است؟
مدیر موفق کسی است که:
1-مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعالیتها و شکستها
2-تمایل براى بهبود انجام کارها و به کار گیری ابتکار عمل
3-قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
4-برخورداری از توانایى کافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعالیتها
5-توانایى انجام کارها در فشرده ترین زمان ممکن
6-درک و پذیرش منطقی شرایط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها
7-اعتماد وافر نسبت به سایر افراد و مردم
8-انجام فعالیت به منظور دستیابى و تحقق موفقیت
9-فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه
10-برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
11-داشتن دیدگاههای روشن و آشکار واندیشه ی نافذ و بینشی فراگیر
12-داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
13-انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
14-میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
15-برخورداری از شخصیت پایدار و غیر متزلزل
16-بردباری و صبر در حل مشکلات
17-خویشتن داری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده
18-آرامش در برابر بحران
19-واقع بینی در برخورد با مسائل
20-رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتیب و احترام به زمان بندیها
احترام به مقررات و آئیین نامه های سازمانی
21-یکسان نگری به حال و آینده (چرا که نبایستی این دو را فدای یکدیگر کرد)
22-قاطع بودن در تصمیم گیری و درگیر شک و تردید نگشتن
23-پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیده اند
24-روحیه هم کارى وهم بستگی در سیستم مدیریتى
25-داشتن روحیه انتقاد پذیر
26-سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
27-گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها
حال شخصی که مدیریت یک اداره ویا مدرسه را بعهده دارد باید همهء صفات ممتاز را نسبت به سائرین باید داشته باشد، در این امر تنها خود پیامبر(ص) بعد از خداوند (ج) شارع دین و معصوم است، باقی همهء جانشینان ایشان از این امر مستثنی نیستند و باید در صفات ایمان، تقوی، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مدیریت، قاطعیت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درایت، شناخت و... در آخر حتی در حسن صورت نسبت به همهء افراد جامعه برتر باشد.
برای تشخیص چنین شخصی چه چیزی لازم است وچگونه می توان ان را از دیگران تمییز داد؟این یک سؤال اساسی است. در جوامع عقب مانده که سطح دانش و بینش پایان است، حتی مردم در شناخت اصول و قوانین خود از آگاهی اندکی برخوردار نیستند این انتخاب خیلی مشکل است .
راه حل اینست که مردم با یک اخلاص و دید درست کسانی را از میان خود که به ایشان گمان نیک دارند انتخاب نمایند و آنهارا ملزم بسازند که از میان خود کسی را برای ادای این امر خطرناک و بسیار دشوار بر گزینند، این یگانه راهست .
اگر در انتخاب مردم صفات غیر از صفات در بالا ذکر شده، مثل قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و... مقصود و منوط بود اینجاست که از ابتداء ما به سوء مدیریت دچار میشویم، چون در یک بینش بسیار ابتدائی مدیر باید ارضای خاطر کسانی را که برایش بخاطر قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و... رأی داده اند نگاهدارد، در غیر این صورت بقایی خود را نا ممکن میداند.
هر چه اگر انتخاب به اساس شروط و ارزشهای خوب یاد شدهء قبلی باشد، چنین رئیسی هیچگاه ارزشهای مطرح نزد خود را بخاطر ارضای دیگران زیر پای نمیگذارد و در صورت بکار گرفتن عدالت اجتماعی حامیان بیشتر و صادقتر پیدا میکند . پس منتظر معرفی مدیران لایق باشید.... موفق باشید
21- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )
البته نه تو این دوره زمونه که ملت تا از هم سیر میشن، میرن دادگاه درخواست طلاق میدن!!!
22- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )
23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )
این نگاه واقعاً نگاه احمقانه ایست. البته خیلی ها این نگاه رو دارند. در اسلام که ازدواج تازه آغازه قدم گذاشتن در راه تعالی است. حتی تعالی عشق. بعضیها عشق رو به خاطر غیر رسمی بودنش و عدم تعهدش دوست دارن. عشقبازی به این سبک فقط باب میل مردان است و زنان نقش دستمال کاغذی رو توش بازی میکنند.
24- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است .
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )
اینم نکته خیلی جالبیه. اگر همیشه آرزو داشتین که پدر و مادرتون شرایط ویژهای رو داشته باشن، میتونین اونها رو به عنوان یک معیار برای ازدواج قرار بدهید و فردی رو با اون معیارها انتخاب کنید. اگر پدر و مادرتون حرفتون رو نمیفهمند و زبان مشترک ندارین، حتماً در انتخاب همسر به خانوادهاش خوب شناخت پیدا کنید تا این نقیصه از زندگی شما رخت بر بندد.
26- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)
این هم نگاه جالبیه. یقیناً مرد به کسی که این خصوصیت را دارد سریعتر جذب میشود. ولی رفتار مردانه چندان در ادامه زندگی جذابیتی برای فرد ندارد. ولی کلاً جمله جالبیه.
27- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)
البته از این جمله، جملات و جکهایی (رشتی و ترکی و ...) ساخته اند که بماند!!
ولی منظور رو گرفتین.
28- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
نه اینکه زیر بار زور بروند، منظور اینه که اکثره مشکلات در اثر توجه زیاد به شنیدهها توسط مرد ، و زبان سرخ زنان بروز میکند. (تو رو خدا اینا رو درست برداشت کنین!!!)
29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )
این و الآن بدجوری احساس میکنم!!!
30- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )
خوب داغن! نمیفهمن!
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)
برای من زیباترین مفهوم ها از این جمله در میآید، به شرطی که ثروت و ثروتمند را در تعالی و مناعت طبع ترجمه کنیم!
12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )
مثل همون ضربالمثل خودمونه!
13- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )
منظور احتمالاً تحقیق بیشتر است.
14- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )
15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)
اگه به کامنتهای مطلب بعدی برگردیم؛ روش خوبی را برای مطیع کردن مردان به خانوم دبیره داره یاد میده!!
16- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )
مگه میشه؟
17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
18- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )
19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
این خیلی قشنگ بود. دوستانی که میان اینجا و عارضه های ازدواج رو میبینن و ساده ترین کار رو انتخاب میکنن و صورت مساله رو پاک میکنن واقعاً این طرف قضیه رو هم باید ببینن. آهای آقا پسر های بالای 28 سال!!! شما دارین کمکم مرتکب اشتباه بزرگتر میشین. به طور تصاعدی هم این اشتباه بیشتر میشود.
و آهای دخترهای بالای 24 سال !!! کمکم داره بوی سرکه میاد!
20- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )
این مطلب هم از سایت تبیان انتخاب شده.
لزوم مشاوره در ازدواج
میزان تحصیلات از عوامل مهم تشکیل دهنده شخصیت و بخصوص در ایران تعیین کننده وجهه اجتماعی است.
احتمالات زیر را می توان درباره میزان تحصیلات زن و شوهر در نظر گرفت:
1- مرد دارای تحصیلات عالی است؛ ولی زن دارای تحصیلات متوسط یا کمتر است.
2- مرد و زن هر دو دارای میزان تحصیلات یکسانی هستند.
3- زن دارای تحصیلات عالی و مرد از تحصیلات کمتری برخوردار است.
4- مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد است ، یا تحصیلات اندکی دارد.
در حالت 1 و 2 مشکلی ایجاد نمی شود؛ ولی در حالت 3 و4 غالباً زندگی زناشویی مواجه با ناسازگاری و در پاره ای موارد از هم پاشیده می شود. زنی که دارای تحصیلات عالی بوده، پزشک یا مهندس است، از نظر تفاهم با مردی که حداکثر تحصیلات ابتدایی دارد و مثلاً راننده یا لوله کش است تفاهم ندارد. مرد دنیا را به گونه ای می بیند و زن گونه ای دیگر . زن در مجالس و محافل، زمانی که شوهرش صحبت می کند و احتمالاً بیشتر کلمات را غلط ادا می نماید و یا مطالب ناخوشایندی را مطرح می نماید، احساس ناراحتی و حقارت می کند؛ و در نهایت زندگی برای هر دو تلخ خواهد شد.
در حالت دوم که مرد دارای تحصیلات عالی و زن بی سواد یا کم سواد است نیز همان وضعیت اول برای مرد وجود دارد. این حالت وقتی اتفاق می افتد که مرد در روستای خود در سن 18 تا 20 سالگی زمانی که در دبیرستان درس می خوانده با یکی از دختران بی سواد روستایی خود ازدواج کرده و صاحب فرزند نیز شده است. سپس با توجه به استعداد و آمادگی ذهنی که داشته به شهر آمده و تحصیلات خود را تا مراحل عالی ادامه داده است. در چنین زندگی نیز فضای شادی و مسرتی حاکم نخواهد بود.
لازم به یادآوری است که نوع تحصیلات مهم نیست. آنچه در ازدواج مهم است؛ سطح تحصیلات است. در عین حال چنانچه تحصیلات زن و شوهر در یک حوزه باشد؛ تفاهم زناشویی بیشتر خواهد بود. به عنوان مثال ازدواج یک پزشک با یک پرستار بیشتر موفق خواهد بود؛ تا ازدواج یک پزشک با یک مهندس. معذلک نوع تحصیل در موقعیت ازدواج در مقام مقایسه با سطح تحصیلات بسیار کم اهمیت است. اهمیت سطح تحصیلات در ازدواج به قدری است که چنانچه تفاوت زیاد باشد ، می توان گفت به ندرت سازگاری وجود خواهد داشت.
مشاوره در امر ازدواج در رابطه با عامل تحصیل
میزان تحصیلات عامل مهمی در زندگی زناشویی است. بنابراین در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد. مشاوران در رابطه با عامل تحصیل در امر همسر گزینی باید مراجعان را به اهمیت موضوع توجه دهند و در موارد مختلف به شرح زیر عمل نمایند.
1- با توجه به فرهنگ ایرانی چنانچه مرد تحصیلات بیشتری داشته باشد ، در زندگی زناشویی مشکلی ایجاد نمی شود. معمولاً مردانی که تحصیلات عالی دارند ، میزان تحصیلات همسر خود را در سطح متوسطه ، در صورت هماهنگی سایر عوامل می پذیرند. بنابراین مشاوران در مورد مراجعان خود باید این نکته را مورد توجه قرار بدهند. مواردی دیده می شود که مرد با وجود داشتن تحصیلات عالی همسر خود را با تحصیلات متوسطه انتخاب می کند و مایل نیست که او تخصصی داشته باشد و خارج از خانه شاغل گردد. تمایلات دختر و پسر در مورد سطح تحصیل ، در مشاوره همسر گزینی باید مورد توجه قرار گیرد. ولی به هر حال پایینتر بودن سطح تحصیلات دختر در مقابل پسر غالباً مشکل اساسی ایجاد نمی نماید.
2- دختر دارای تحصیلات عالی و پسر دارای سواد اندک و یا تحصیلات در حدود متوسطه است. در این حالت ممکن است در زمان ازدواج به علت نکات مثبتی که در پسر وجود دارد ، پیوند زناشویی انجام گیرد؛ ولی این تفاوت احتمال دارد به تدریج به علل اشتغال اجتماعی زن و احساس برتری نسبت به شوهر و برعکس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب اختلاف شود و زندگی شیرین زناشویی مبدل به کشمکش روانی و اخلاقی گردد. بنابراین مشاور باید عواقب بعدی این حالت را به پسر و دختر گوشزد کند و آنان را متوجه سازد که اختلاف سطح تحصیل بالاخره ممکن است زمینه ای برای اختلاف باشد و آنان باید در انتخاب همسر به این نکته توجه نمایند.
3- حالت دیگر آن است که زن یا شوهر پس از ازدواج درس خوانده و اختلاف سطح تحصیل ایجاد شده باشد و این امر موجب از هم گسیختن و یا به هم خوردن محیط گرم خانواده گردد. در این موارد مشاور باید شوهر را به زندگی پس از ازدواج مجدد و وضعیت زن اول و احیاناً فرزندان قبلی او توجه دهد و با مقایسه دو حالت عدم ازدواج و ازدواج دوم او را به نابسامانی های حالت دوم متوجه سازد. وانگهی زن را در جهت تطبیق دادن خود با شرایط زندگی جدید شوهر ترغیب نماید و بالاخره زوجین را در جهت این واقعیت که از هم گسیختگی زندگی آنان شرایط بهتری را ایجاد نمی نماید؛ آگاهی دهد.
4- حالت دیگر موردی است که زن پس از ازدواج تحصیلات عالی می نماید و به فکر جدایی و طلاق می افتد. در این حالت نیز مشاور باید با تشکیل جلسات مشاوره ای با زن و شوهر، به ویژه زن را متوجه زندگی بعد از طلاق و شوهر را در جهت هماهنگ ساختن خود با همسرش توصیه نماید.
5- دخترانی هستند با تحصیلات عالی که به علل مختلف با مردی کم سواد یا بی سواد ازدواج می کنند. در مورد این گونه دختران و بالعکس پسرانی با این حالت ، مشاور باید در انتخاب همسر، آنان را با اهداف ازدواج آشنا سازد و به آنان بینش دهد که هدف ازدواج نه ترحم و ثواب اخروی است و نه افکار غیر واقعی در جهت جلب رضایت والدین و یا حفظ موقعیت آنان. در این صورت مسلماً این گونه دختران و پسران تن به چنین ازدواج هایی نخواهند داد و در نتیجه با ناراحتی های بعد از ازدواج و یا با طلاق و از هم گسیختگی خانواده مواجه نخواهند شد.
البته اینها تنها نکاتی جهت پیشگیری از بروز مشکل است. سطح تحصیلات تنها یکی از هزاران عامل مهم و حیاتی در مقوله ازدواج میباشد.
۱ – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)
دقیقاً مشخص نیست اشاره به کدام موضوع دارد. تو مملکت ما که واقعاً این مثال نقض داره. وقتی تلویزیون یه زنی رو نشون داد که با یک جانباز ازدواج کرده بود که نه دست داشت و نه پا و نه چشم(سبحانالله) فکر نمیکنم هیچ عقل اسکاتلندی ای بتونی این قضیه رو بفهمه!!!
۲ – هر کس با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبایی ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید. و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع میکند. (پیامبر اکرم-وسایل الشیعه)
واقعاً عالی است. پر از حکمت. از چند بحث اصلی تشکیل شده : یکی ازدواج به خاطر پول، یکی بخاطر زیبایی، و یکی بخاطر دین و خدا. کسی که با زنی بخاطر پولش ازدواج کند، هیچگاه نمیتواند طرف مقابل را دوست داشته و به او عشق بورزد. (البته این موضوع در ازدواج زن با مرد بخاطر پول کمتر خود را نشان میدهد) در این مواقع زن برای مرد تنها ابزاری است برای رسیدن به هدف. لذا با کوچکترین نوسان در ثروت زن، نشانههای ناسازگاری مرد بروز میکند. در اینگونه شرایط امکان خیانت مرد به همسرش، بسیار بسیار بالاست.
اما ازدواج بخاطر زیبایی، مدت بسیار طولانی است که تمایل داشته ام در مورد این موضوع بنویسم. ولی ترسیدم دوستان به خودشان بگیرند که من دارم چه کسی را میگویم. حال خوب و دقیق بخوانید. زیبایی اگرچه موهبتی بس گرانقدر در نزد دختران است، ولی باید توجه داشت که تهدیدی بسیار قوی تر و سنگین تر نیز به حساب میآید. یقین بدارید پسرهایی که برای خواستگاری شما میآیند و در جلسه اول اعلام رضایت میکنند، تنها بدلیل جاذبه شما و علقه جنسی خود دست به چنین انتخابی زده اند. لذا حتی در بهترین شرایط نیز سعی در شناخت بیشتر طرف مقابل، و شناساندن بیشتر خود به او داشته باشید. یادمان نرود، زیبایی غرور و خودشیفتگی نیز با خود به همراه میآورد. پس فریب این دیو هزارسودا را نخورید. و بدانید که طاووس، خود چون پای خود را بیند، فریفته جمال خود نشود.
دختران زیبا باید همیشه آماده رقابت با رقبای بیرون از خانه خود باشد. چون مردی که با حس زیبایی شناسی شما را انتخاب کرده، سالها بعد یکی جوانتر از شما او را مجذوب خود خواهد ساخت.
اگر زیبایی خدادادی در وجود شما هست، شکر آن را بجای آورید ولی از به نمایش گذاردن آن در برابر مشتریان بپرهیزید که جز بازیگر خیالات لاابالیگرایانه مردان شدن و اذیت و آزار خودتان(توسط نگاههای هیز و رفتارهای پست مردان) هیچ بهره دیگری برایتان نخواهد داشت. خیلی ساده بین نباشید و از این حرف تنها خود را با نوع حجاب گول نزنید. چه بسیار چادرهایی که تنها بخشی از آرایش و آذین لباس افرادند و نه پوشش، و چه بسیار مانتوهایی که بدلیل رفتار با شخصیت صاحبان خود، به هیچ مریضی اجازه تعرض نمیدهند. (البته بسیاری از متلکها و تعرضات تنها جنبه چراغ سبز مردان برای ارتباط را دارد که چنین برخوردهایی برای هر دختری پیش میآید و به لباس ربطی ندارد.)
در انتها پیامبر از ازدواج بخاطر دین و خدا صحبت به میان آورده اند. به تحقیق چنین ساختاری که یک حاکم و سوم شخص مستقر در خانه دارد(خدا و کتاب خدا) از پایدار ترین ساختارهای خانوادگی است. در اینجا مرد و زن در هر مشکلی به قران و معارف آن مراجعه میکنند و مشکلات را برطرف میکنند. هیچ منافاتی نیز با عشق به یکدیگر پیش نمیآید، تنها شاخصی برای تقویت آن عشق در میان میآید.
3 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . (شارل بودلر)
این رو خیلی از دوستان که نوشتههای من را خام میدانند به من بارها گفته اند!!!!!!!!!!!!!!! خیالی نیست. ما هم بالاخره در شرایط اظهار نظر قرار میگیریم. حالا یکماه دیگه یا 5 سال دیگه، بالاخره این شتریه که ...
اما به نظر من، اینجا منظور اظهار نظر درباره چیزهایی است که بعد از ازدواج اتفاق میافتد. مثل عشق واقعی، زندگی به عنوان یک خانواده ، تعهد و مسئولیت، مادر بودن و ...
۴– دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسکاتلندی)
این اسکاتلندیها این یکی را خیلی خوب بیانکرده اند. نکته مهم این است که شاید چهار پنج تا از اون 9 تا بخاطر عشق و علاقه طرفین به هم نباشد، بلکه به علت تعهدی است که دو طرف نسبت به خانواده، پیمان ازدواج، فرزندان و ... با یکدیگر بسته اند. لذا در دنیای امروز غرب و حتی ایران متجدد، ازدواجها دوامی ندارد.
5 – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )
در مردان بروز بیشتری این تکامل دارد و فرد را متعهد میکند و از راه تعهد شاید تمامی تکاملها شکل میگیرد. افراد مجرد تکامل یافته معمولاً موفق به تقویت تعهد خود شده اند.
۶– زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )
کلی از خوابها و غصهها را هم از سر ملت میپراند.
۷– ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )
البته در صورت ثبت کردن آن. چون باهم بودنی که الآن در دنیا رواج دارد هیچ اعتباری در بیرون از خود دو نفر ندارد.
۸– ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )
اما هنوزم به نظر من مزه آدامس SHOCK داره. اولش یه ترشی اساسیه خوشمزه داره و اگه تحملش کنی و به جویدن ادامه بدی، همه چی شیرین میشه، ولی اگه آدامس رو بندازیش بیرون تا مدتها مزه خیلی ترشش اذیتت میکنه، تو ازدواج هم اگر نا ملایمات و مشکلات را تحمل نکنی و فرافکنی کنی، یک عمر تمام زندگی خود را به باد میدهی!!
۹– کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد، او همانند دزد است. (امام صادق- فروع کافی)
خیلی حدیث جالبیه. یادمون باشه، خانواده دختری که مهریه را آنچنان بالا میگیرند که پسر توان پرداخت آن را ندارد، خود نیز شریک دزدند. دو شب پیش شنیدم یکی از دوستان مدرسه ام که وضع مالیشون هم خیلی خوبه ازدواج کرده، خانواده زنش مصر بوده اند که مهر باید فقط یک سکه باشه!!! آره فقط یکی! تازه اینا هی چونه میزدند که حالا بزار 14 تا باشه، خانواده دختر میگفتند که نه!!!!
من که تنها چیزی رو میپذیرم که در زمان ازدواج توان پرداختش رو داشته باشم. همین.
۱۰- بیدار ماندن در شب روانیست مگر در سه مورد: اول تلاوت قران، دوم تحصیل علم (مطالعه)، سوم بردن عروس به خانه داماد. (پیامبر- وسایل الشیعه)
این شاید خیلی قیافه اش به جملات حکیمانه نخوره ولی برای من خیلی جالب بود. دو تا اولی پر از معرفت و فیض هستند، قاعدتاً سومی هم نباید بیربط باشه.
ازدواج مرحله ای از تکامل در زندگی میباشد و به نوعی تولدی دیگر و آغازی دیگر به حساب می آید که برای وارد شدن به این مرحله ما نیز باید آمادگی کافی رو داشته باشیم و حساب شده عمل کنیم دوست داشتن و عشق قبل از ازدواج شاید باعث کم رنگ شدن بعضی مسائل بشود که در دوران بعد از ازدواج بسیار لمس می شود پس بر پایه عشق نمی توان وارد زندگی مشترک شد چرا که شاید عشق لازم باشد اما کافی نیست ساده ترین مسائل در زندگی مشترک اگر نادیده گرفته شود به مشکل بزرگی تبدیل می شود پر واضح است که هیچ زوجی مایل به طلاق و جدایی نیستند اما عدم شناخت صحیح از مسائل بعد از ازدواج و سطحی نگری به زندگی و کوچک شمردن مشکلات باعث شده تا آمار طلاق به خط قرمز برسه پس سطح معیارهای خودمونو باید قبل از ازدواج تقویت کنیم ظاهر بین نباشیم از مشکلات به آسانی عبور نکنیم و هیچی رو برای بعد نگذاریم ما انسان هستیم یکبار آمده ایم یکبار میرویم و در این بین فقط یکبار زندگی خواهیم کرد.
براستی همینکه طرفمون صورت زیبا اندام زیبا گویش و بیان زیبا و پولدار بود باید صیغه عقد را جاری کنیم ؟
یک دانشمند روسی می گوید شناختن انسان امکان ندارد چرا که انسان حدی ندارد .
آشنایی با همکلاسی دوره دانشگاه ، رابطه دوستی ، نامزدی ، عقد و ازدواج این سه چهار مرحله زیاد اتفاق می افته بهتره زود به عقد کردن فکر نکنیم نامزدی در همین حدی که خانواده ها در جریان امور و روابط باشند و البته قرار گیری مرزی بین دو طرف شاید باعث این بشه تا فرصت شناخت بیشتری نسبت به هم داشته باشند تا اینکه اول عقد کنند و سپس بخواهند در دوران عقد همدیگرو بشناسند بعد از عقد رسمی دیگه قانونا زن و شوهر محسوب می شوند و به علت نبود محدودیت و انجام برخی روابط همچون روابط جنسی در هر سطحی کم کم باعث میشه تا مسائل دیگه به چشم نیاید دنبال فرصت می گردید که با زوجتون تنها باشید یا شما به مهمانی به منزل پدری او میروید و یا اینکه برعکس چند هفته ای یا چند ماهی و یا حتی چند سالی را به همین منوال می گذراند بدون ذره ای شناخت در این حالت چه چیزی برای بعد از ازدواج برای خود گذاشته اید ؟
آقایون ازدواج امر ساده ای نیست پذیرفتن مسئولیت در زندگی کاملا با رابطه دوستی یا نامزدی تفاوت دارد جدای از مسائل مادی بهتره بدونید بیش از 80 درصد مردهای ایرانی ابراز احساسات درست و به جار را نمی دانند حتی در انجام رابطه جنسی هم دچار مشکل هستند یه سری به دادگاه خانوداده بزنید . بهتره تمامی کارهای عقب افتاده را قبل از ازدواج به پایان برسانید مطمئن باشید اگر تا سن 30 سالگی برنامه ریزی صحیح برای زندگی خود نداشته باشید هرگز نمی توانید بعد از این سن خودتونو جمع و جور کنید بهترین موقع برای اقدام به هر کاری در سنین بین 20 تا 30 میباشد چرا ؟ چون اول اینکه اکثرا تا سن 24 یا 25 سالگی مجرد هستند پس چون مسئولیت ندارند با خیالی آسوده می توانند فعالیت کنند دوم اینکه همه ما انرژی که در سنین جوانی داریم هرگز در سنین بالاتر نخواهیم داشت سوم اینکه مشکلات ما کمتره با توجه به شرایط اقتصادی جامعه دیگه دوره ای نیست که فقط درس بخوانید در کنار درس حتما باید فعالیت اقتصادی انجام شود . در روابط دوستی که با جنس مخالف دارید زود به فکر ازدواج فرو نروید از جوانی خود استفاده کنید . ازدواج اسارت نیست اما بعد از ازدواج محدودیتهایی نیز برای هر دو طرف بوجود می آید .
خانمها اگر الان وقتونو با دوستان خود سپری میکنید پول تو جیبیتون خرج لباس و کیف و کفش می کنید اشکالی نداره دوران جوانی اقتضای چنین رفتارهایی رو میکنه که به روز باشه خوش لباس و خوش اندام و زیبا رو اما در زندگی مشترک به علت مسئولیت شاید باید انتظارات خودمونو نسبت به دوران مجردی کمتر کنیم نمی گم لباس بد بپوشید آرایش نکنید با دوستان نرید بیرون مهمانی نروید همه این کارها را بکنید اما تا جایی که لطمه ای به مسئولیت شما وارد نشود.
به دیگران اجازه دخالت در زندگی شخصی را ندهید
خیلی از خانواده ها بواسطه دوست داشتن و اینکه می خواهند مثلا به فرزند خود کمک کنند تا یه گره ای از مشکلاتشون و باز کنند متاسفانه با دخالتهای بی جا باعث کور شدن اون گره می شوند زوجهای جوان خیلی راحت با نهایت احترام می توانند خود مانع دخالتهای دیگران در زندگی زناشویی خود شوند اولین رکنی که باید به خاطر داشت هماهنگی دو زوج و اعمال رفتارهای متقابل البته مشورت کردن با بزرگان خیلی خوبه اما سعی کنید همیشه تصمیم نهایی رو خودتون بگیرید .
واژه نا مفهوم و اشتباه زن ذلیلی
آقایون به خاطر داشته باشند زندگی مشترک یعنی 50 به 50 به همان مقدار که حرف و تصمیمات شما اهمیت داره متقابلا باید به تصمیم های همسرتون احترام بگذارید به جای گوش دادن به حرفهای دوستان و آشنایان بهتره به حرفهای همسرتان تجربه کنید چون دوست شما هر چقدرم که صمیم باشه بیشتر از همسر شما نمی تواند برای شما دل بسوزونه و این اصلا زن ذلیلی نیست ایم یعنی زندگی مشترک مطمئن باشید زنها رفتار شما را با سود محاسبه می کنند و به شما بر می گردانند پس به نوعی هرگلی زدید به سر خودتون زدید.
مسئولیت و تقسیم کار
هر کسی مسئولیتی داره اما دلیل بر این نیست که الزاما تمام کارهای منزل با زن خونست این حرفها امروزه جایی نداره اطلاع رسانی باعث شده تا خانمها حقوق خودشونو بشناسند بهتره کارها نوبتی تقسیم بشوند تا بلکه زودتر به نتیجه برسید خانمها به خاطر داشته باشند مسئولیت آقایان تا حدود زیادی نسبت به شما بیشتر است محیطی را برای شوهر خود در خانه فراهم کنید تا شوهر شما پس از انجام مسئولیت خود در خارج از خانه با شوق و شور برای رسیدن به خانه و قرار گرفتن کنار شما و حفرزندان لحظه شماری کند کار سختی نیست آقایان هر مشکلی بیرون از خانه هست پشت درخانه بگذارند و بعد کلید را به در بیاندازند همه کار می کنند همه باید کار کنند پس شاهکار نکردید زمانی که نزدیک ورود شما به منزل می شود مطمئن باشید همه اعضای خانواده حتی بریا لحظاتی کوتاه هم که شده به شما فکر می کنند پس اخلاق خوب شما باعث این میشه که اون لحظه کوچک به لحظه بزرک تبدیل بشود بهتره هر چند وقت یکبار نمی گم هر روز یه هدیه در حد توان مادی خود برای غافلگیر کدرن و تشکر از زحمات همسر خود تهیه کنید نیازی نیست حتما یک سرویس برلیان برای او بخرید حتی یک شاخه گل می تونه کارساز باشه . همینطور اگر داری فرزند کوچک هستید بهتره هیمن روش رو بریا او هم اعمال کنید خانمها قدرشناسی متقابل است حتی با یک بوسه کوچک و گفتن واژه جادویی دوست داشتن واقعا خستگی رو از تن شوهرتون بیرون می کنید .
بهتره از این چند هزار بار بکار بردن واژه دوست داشتن قبل از ازدواج یه چندتایی هم برای بعد از ازدواج ذخیره کنید چون دوست داشتن شما بعد از ازدواج به اثبات میرسه نه قبل از ازدواج واقعها همینه عشق و دوست داشتن واقعی حسی میباشد که بعد از ازدواج لمس بشه .
مشکلات زنان در شروع زندگی
یکی از عمده ترین مشکلات خانمها در شروع زندگی تنهایی و دلتنگی میباشد آقایان چند روزابتدای زندگی مشترک رو بیتشر باید در کنار همسرشون باشند آنها را بیرون ببرید بگردید سینما پارک خرید اگر آنها تمایل دارند حتی در هفته چند بار به ختنه پدری بروند بهتره این اجازه رو بدهید به هر حال چند سال با خانواده بودن رو نمی توان یک شبه فراموش کرد .
نکته بعدی خوب بعضی خانمها به علت کم لطفی خانواده و کوتاهی خودشون در دوران مجردی شاید در پخت و پز و برخی کارهای خانه مشکل داشته باشند اگر امدید خانه غذای حاضری بود یا اینکه بوی سوختنی اومد یا ظرفی شکسته بود سخت نگیرید و برخوردی درست داشته باشید اینها مشکلات رفع شدنی هستند.
از دیگر مشکلات خانمها عدم شناخت مردان نسبت به جنس و حالات زنان است خوب تغییر رفتار زنان در دوره ماهانه زنانه ( Period) را نباید فراموش کرد اگر نمی دانید پس بدانید که امکان دارد حالات اخلاقی زنان تا 180 درجه در ابتدا و انتهای این دوره تغییر کند خوب یکی از وجوح مشترک در این دوره میان زنان اینه که معمولا بیشتر تحریک می شوند و نیاز جنسی رو احساس می کنند ، بی حوصله می شوند و بی حال در این دوره بهتره به اونا زیاد گیر های بی خودی ندهید شاید وضعیت جسمانی و روحی آنها طوری باشد که مثلا نتواند با شما به بیرون بیایند و از اینکه وضعیت خودشونو بگویند خجالت بکشند پس شما بهتره درکشون کنید و اصرار نکنید معمولا در دورانی که خون یا خونابه از آنها خارج می شود با کمبود فشار خون روبرو هستند و از این بابت بی حال می شوند .
امکان دارد دچار دلدرد شوند پس اگر در خوردن شما یا ناهار شما را همراهی نمی کنند به آنها گیر ندهید اگر این مسائل رو رعایت کنید مطمئن باشید شما بیشتر برد کرده اید.
نقش تفریح و گردش در زندگی
کم رنگ نیست وا قعا تاثر گذاره خیلی از زوجهای جوان بعد از ماه عسل دیگه فرصت مسافرت رفتن نداشته اند حتی حسرت یه پارک رفتن ساده به دلشون می مونه خوب بشتر کم لطفی از آقایونه درسته شاید به خاطر شغلشون فرصت نکنند یا وقتی به خانه می آیند آنقدر خسته هستند که رمقی برای گردش ندارند و ا در مورد مسافرت شاید بودجه ای برای مسافرت ندارند اما آقایون بهتره بدانند مسئولیت پذیری شامل همه اعمال زندگی مشترک می شود نه تنها سیر کردن شکم و تهیه پوشاک پس حتما پس اندازی هم از نظر مادی هم از نظر زمانی برای تفریح باید کنار گذاشته باشند.
به شما می گوید که برای مهمانی شام همراهیتان می کند، و به نظر می رسد که واقعاً علاقه مند به این کار است. بعداً برای اینکه او را مجبور به این کار کرده اید عصبانی می شود. این به نظرتان آشنا نبود؟
مردها و زنها موجوداتی کاملاً متفاوت هستند. مردها معمولاً رک و راست هستند، اما به نظر نمی آید که زن ها آنقدرها هم مستقیم باشند. شما هیچوقت نمی توانید بفهمید که منظور و مقصود واقعیشان چیست و در دلشان چه می گذرد.
اما نا امید نشوید. در اینجا می خواهیم شما را با منظور واقعی خانم ها آشنا کنیم.
در جواب به دعوت دوستی شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
می گوید: "نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم."
منظورش این است که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."
چرا این کار را می کند: احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند.
شما چه باید بکنید: آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.
می گوید: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است."
منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.
چرا این کار را می کند: می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.
شما چه باید بکنید: اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.
می گوید: "آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟"
منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.
چرا این کار را می کند: می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد تلف نمی کند.
شما چه باید بکنید: صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عکس العملش شوید.
هنگام قرار ملاقات
ـــــــــــــــــــــــــــــ
می گوید: "آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟"
منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.
چرا این کار را می کند: نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.
شما چه باید بکنید: اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.
می گوید: "تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند."
منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.
چرا این کار را می کند: می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.
شما چه باید بکنید: عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.
می گوید: "این رابطه به کجا می رود؟"
منظورش این است که: دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.
چرا این کار را می کند: دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.
شما چه باید بکنید: این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.
می گوید: "من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی."
منظورش این است که: احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.
چرا این کار را می کند: برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.
شما چه باید بکنید: اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.
می گوید: "احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است."
منظورش این است که: می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.
چرا این کار را می کند: او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.
شما چه باید بکنید: نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه ای نمی خورید. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.
می گوید: "مردی در محل کارم گاهی به من خیره میشود."
منظورش این است که: باعث حسودیت می شود؟
چرا این کار را می کند: می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.
شما چه باید بکنید: آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.
می گوید: "آیا تو با مادرت راه می آیی؟"
منظورش این است که: آیا مرد خانواده دوستی هستی؟
چرا این کار را می کند: مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.
شما چه باید بکنید: در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.
هنگام جدایی
ـــــــــــــــــــــ
می گوید: "الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم."
منظورش این است که: نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.
چرا این کار را می کند: این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.
شما چه باید بکنید: تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.
می گوید: "فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم."
منظورش این است که: می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.
چرا این کار را می کند: به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.
شما چه باید بکنید: اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.
ببینید چه در دل خانم هاست....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند. سعی کردیم در اینجا کمی شما را با آنچه در دل خانم ها می گذرد آشنا کنیم.
منبع : اموزس مسائل جنسی