مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده موفق (شاد) بیرجند

تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران / تحت نظارت وزارت ورزش و جوانان ایران / تحت نظارت اداره کل بهزیستی

مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده موفق (شاد) بیرجند

تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران / تحت نظارت وزارت ورزش و جوانان ایران / تحت نظارت اداره کل بهزیستی

چگونه همسری نمونه باشید

آیا می‌دانید عادت چیست؟ عادت تکرار می‌آورد و به دنبال تکرار، کسالت و روزمرگی! چگونه می‌توانیم همیشه تازه و نو و همسری نمونه باشیم.

زن می‌گوید: صبح که همسرم می‌خواهد سر کار برود، همراه او بلند می‌شوم و یه صبحانه کامل با هم می‌خوریم، این امر باعث می‌شود که مرد احساس تنهایی نکند، بنابراین همانطور که اون زود از خواب بلند می‌شود و به خاطر آسایش و رفاه خانه از خوابش می‌گذرد، من هم با او همراهی می‌کنم تا احساس نکنه همه بار زندگی رودوش اونه، اگر من صبحها بیدار نشوم و او را بدرقه نکنم، زندگی براش یکنواخت می‌شود و کم‌کم عادت می‌کند که زن خود را نبیند و احساس یکی بودن و همراه بودن رو از دست بدهد.


اگر محیط کارش طوری باشد که بتوانم به اون زنگ بزنم، وقت ناهار باهاش تماس می‌گیرم که ببینم غذا شو خورده یا نه؟
اما اگر مدام به او زنگ بزنم، تمرکز کاری خود را از دست می‌دهد و حس می‌کند که درمحیط کار هم آزادی فکری نداره و هم زمان باید دو مسئولیت متفاوت را به دوش بکشد و گاهی هم حس می‌کند که نگاهی اونو زیرذره‌بین گذاشته و کنترل می‌کنه و باید برای هر ساعت خودش جوابی بدهد! این امر باعث می‌شود که کم‌کم به صدای زنگ تلفن حساسیت پیدا کند و دچار اضطراب شود. وقتی به خونه بر می‌گرده، به استقبالش می‌روم و بعد از سلام واحوالپرسی ساده و کوتاه وسایلشو از دستش می‌گیرم و بعد در محیطی آرام و پر از سکوت یه چایی داغ با هم می‌خوریم، تا بتواند از محیط و مشغله‌های کاری‌اش جدا و خودشو با محیط خانه هماهنگ کند، زیرا ما زنها می‌توانیم درعین حال که به کارهای شخصی و حتی اداری خود می‌رسیم به چیزهای دیگر هم فکر کنیم و تصمیم بگیریم. به تاریخ به ادبیات به مسائل بچه‌ها وحتی می‌توانیم در ذهن خودمان اسباب خانه رو جابجا کنیم و دکوراسیون را تغییر دهیم!تا وقتی که احساس نکنم به آرامش وهماهنگی لازم رسیده، حرفی نمی‌زنم.
تا اینکه با پرسیدن (چه خبر)؟ اعلام حضور و آمادگی برای شنیدن مسائل روز را بکند، اول موضوعات شادیآور را براش تعریف می‌کنم و مشکلات و مسائل قابل بررسی را برای ساعتهای بعدی می‌گذارم تا بتواند همراهی‌ام کند و تصمیم‌های بهتری را با هم بگیریم.
وقتی که همسرم می‌خواهد از مسائل بیرون برایم حرف بزند بدون هیچ عجله‌ای کنارش می‌نشینم و به چشماش نگاه می‌کنم تا علاقه و دقت مرا متوجه شود حتی اگر به نظرم بیاید که از اون حرفها سر در نمی‌آورم و یا برایم جالب نیست به دغدغه‌هایش احترام می‌گذارم و به او گوش می‌کنم، چرا که اگر برای من که همراه و همسر او هستم حرف نزنه، احساس می‌کنه که برام اهمیتی نداره و کم‌کم از من دور می‌شه و چون آدم‌ها در هر موقعیت اجتماعی و شغلی که باشند، نیاز به یک همدم و مونس دارند، اگر این نیازشان برطرف نشود، کم‌کم در خودشان فرو می‌روند و تمام حرفهاشونو در درون خودشان زندانی می‌کنند و وقتی روزی لبریز شد ممکن است که دوست یا همدم دیگری را برای خودشان در نظر بگیرند... زن جوان می‌گوید: من هیچوقت خودمو با همسرم مقایسه نمی‌کنم چرا که دنیای ما با هم متفاوت است، مردان درعمل و سکوت محبتشونو ابراز می‌کنند و زنان در کلام و بیان!

اینگونه عاشق همسرتان شوید
چه چیزی باعث می‌شود تا به فردی علاقمند شوید؟
ظاهر می‌تواند یکی از فاکتورهای علاقه‌مندی باشد، کارشناسان بر این باورند که گاهی ذهن ناخودآگاه دنبال خصوصیاتی می‌گردد که شاید ما از آن بی‌اطلاع باشیم.
اصولا مردان به طور ناخودآگاه دنبال زنانی هستندکه چهره متناسبی دارند و زن‌ها دنبال مردانی هستند که توانایی حمایت و تامین امرار معاش را داشته باشند. گاهی اوقات نیز افراد دنبال آدم‌های شبیه والدین خود می‌گردند. یک دختر، مردی با خصوصیات و رفتارهای پدر را به عنوان شوهر دوست دارد و یک پسر نیز همسر خود را در قالب مادرش تصور می‌کند. محققین بر این باورند که برخی از خصوصیات ژنتیکی است و حتی تداوم ازدواجها نیز گاهی ژنتیکی است. حال ببینیم که:
چرا ما عاشق یک نفر می‌شویم و او با بقیه چه فرقی دارد؟ انسانها در ضمیر ناخودآگاه خود دنبال فردی می‌گردند، تا توسط او تجربیات خود را کامل کنند. گاهی اوقات با فردی که کاملا شبیه خود ماست می‌توانیم تجربیات را کامل کنیم و گاهی نیز دنبال کسی می‌گردیم که بتوانیم از او چیزهایی یاد بگیریم و روحیات و خلقیاتش کاملا با ما تفاوت داشته باشد.
آیا زوجین خواسته‌های یکسانی دارند؟ معمولا داشتن عقاید و خواسته‌های یکسان نخستین عامل ایجاد جذابیت است. به همین دلیل است که برخی افراد، کسی را درست مثل خود انتخاب می‌کنند و هر چه یک رابطه فراتر می‌رود این امکان برای طرفین فراهم می‌شود تا متوجه شوند که آیا با هم همدرد هستند؟ احساسات یکسانی دارند؟ در انتخاب موزیک توافق دارند؟ هر دو با هم با شنیدن یک لطیفه می‌خندند؟ و...
وقتی ما با همسر خود در مورد آرزوها و آرمانهای خود صحبت می‌کنیم یعنی اینکه خواسته قلبی خود را بر زبان می‌آوریم، اگر تاییدی شنیدیم یا خواسته‌های ما با خواسته‌های او تطابق داشت، رابطه، شیرینی خاصی پیدا می‌کند، هدفها مشخص و میسر و معین می‌شود. البته باید بدانید که هر چه سن انسان بالاتر میرود، عاقلتر می‌شود و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کند، بنابراین آرزوها و خواسته‌هایش نیز تغییر می‌کند.
گاهی اوقات این تغییرات باعث می‌شود تا احساس کنیم نقاط مشترک کمتری با طرف مقابل خود داریم و آن‌طور که تاکنون فکر می‌کردیم او را نشناخته‌ایم اما این دلیل نمی‌شود تا نتوانید آینده بهتری در کنار او داشته باشید.
چیزی که در این میان باید به آن توجه داشت صحبت کردن در مورد آمال و آرزوها و عقاید شخصی با طرف مقابل است، زیرا وقتی زوجین در مورد نیازها و علاقه‌هایشان با هم صحبت می‌کنند، متوجه می‌شوند که هر کدام از زندگی چه می‌خواهند؟

عشق ، اساس ازدواج نیست!

 


عشق ، اساس ازدواج نیست!

هنگام تصمیم گیری در انتخاب شریک زندگی، هیچ کس نمی خواهد مرتکب اشتباهی شود در حالیکه نزدیک به 50 درصد از آمار طلاق حاکی از آن است که بسیاری از افراد در انتخاب همسر مورد نظر خود به اشتباهات جدی دست می زنند. اگر از بیشتر زوجها علت ازدواج شان را سؤال کنید جوابی جز اینکه ما عاشق یکدیگر شدیم نخواهید شنید. انتخاب یک شریک و یار و همراه زندگی نباید فقط  بر پایه ی عشق و احساس باشد. هر چند این مطلب درست به نظر نمی رسد ، اما این یک حقیقت ژرف و عمیق است که عشق، اساس و پایه ای برای ازدواج نیست، بلکه عشق و علاقه نتیجه و پیامد ازدواجی خوب و موفق است. می توان گفت زمانی که تمام عوامل و عناصر، صحیح و در جای خود باشند، عشق و علاقه را نیز به دنبال خود می آورند. شما نمی توانید زندگی مشترک را فقط بر پایه ی عشق و احساس بسازید. یک زندگی مشترک علاوه بر عشق و احساس نیازمند مواردی است که ما در اینجا تنها به بحث و بررسی پنج مورد اساسی آن می پردازیم. بنابراین، اگر در پیدا کردن و داشتن همسری خوب و مناسب مصر هستید ، می توانید با استفاده از این پنج سؤال طلایی، خوشبختی خود را پیدا کرده و پیروزی خویش را در ازدواج موفقتان جشن بگیرید.

 

سؤال اول: آیا یک هدف مشترک را در زندگی دنبال می کنید؟

در هر ازدواج با دو رویداد اجتناب ناپذیر مواجه می شویم اینکه زوجین همراه با یکدیگر به رشد و ترقی می رسند یا جدای از یکدیگر. آمار نشان می دهد که 50 درصد جدای از یکدیگر مسیر رشد و کمال را طی ‏می‏کنند. این به آن معناست که آنها در ظاهر در کنار یکدیگر زندگی می کنند، اما در واقع جدای از یکدیگرند و در دنیایی جدا از دنیای دیگری به سر می برند.

 

برای یک ازدواج موفق همواره باید این سه نکته را در نظر داشته باشید:

 1- در زندگی به دنبال چه هستید؟

 2- از زندگی چه می خواهید و خواسته هایتان در زندگی چیست؟

 3- با شخصی ازدواج کنید که خواسته هایش در زندگی با شما مشترک است.

 

سوال دوم: آیا می توانید به راحتی و با امنیت خاطر احساسات و عقیده ی خود را با این فرد مطرح کنید؟

این سوال دربرگیرنده ی نوع ارتباط شماست. اما منظور از آسودگی و امنیت خاطر چیست؟ امنیت خاطر یعنی اینکه شما به راحتی و فارغ از هر گونه اضطراب و استرسی بتوانید با فرد مورد نظرتان به بحث و گفتگو بنشینید و نظریات خود را مطرح کنید. همان طور که می دانید اساس و پایه ی یک ارتباط خوب و موفق اعتماد و اطمینان است. اعتماد و اطمینان از این که با بیان احساسات و نظریات خود ، او شما را مؤاخذه نمی کند و مورد تمسخر و توهین او واقع نمی شوید. این فاکتورها مشخص کننده ی خصوصیات اخلاقی فرد مورد نظر است و نشان می دهد که آیا این فرد به دیگران توهین می‏کند یا نه.

 

سوال سوم: آیا او فردی مهربان و قابل احترام است؟

یک فرد مهربان، کسی است که پاک و حساس باشد و شما با تمام وجود او را دوست داشته باشید و تحسین کنید. اما چگونه می توان به این نتیجه رسید ؟ چند سوال که با در نظر داشتن آنها تا حدی می توان فرد مورد نظر را امتحان کرده و شخصیت او را محک زد.

آیا برای بهبود شخصیت خود تلاش می کند؟ و جدی است؟

خوب و پسندیده کسی است که همواره می کوشد تا خوب و شایسته باشد و کارهای صحیحی انجام دهد، لذا چنین فردی نه تنها مهربان و پاک است بلکه قابل احترام و تحسین نیز می باشد.

نکته ی دیگر اینکه مواردی را که برای شما مهم و پر معنا است ، از یاد نبرد و همواره آن را مد نظر داشته و به بررسی آنها بپردازد.

 

این فرد چگونه از وقت خود استفاده می کند؟

آیا او فردی مادی گراست یا نه؟افراد مادی گرا در پی اصلاح شخصیت خویش نیستند.

 

به طور اساسی می توان مردم دنیا را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته ی اول ، پر تلاش که به دنبال ترقی و پیشرفت بوده و دسته ی دوم افرادی راحت طلب هستند که همواره به فکر راحتی و آسودگی خود هستند.

 

کسی که تمام هدفش در زندگی کسب آسودگی و آسایش است همواره راحتی خود را در صدر همه ی کارها قرار داده و این راحتی را به همه چیز ترجیح می دهد. لذا با در نظر گرفتن این موارد و با دیدی باز تصمیم بگیرید.

 

سوال چهارم: رفتار او با دیگران چگونه است؟

یکی از مهم ترین مسائلی که باعث تداوم هر گونه ارتباطی می شود ، توانایی در شاد کردن و خشنود ساختن طرف مقابل است. از خودتان بپرسید آیا او فردی است که از شادی دیگران لذت می برد و برای خشنود ساختن آنها دست به هر کاری می زند یا اینکه فردی منزوی و انزوا طلب است که همواره در خود فرو رفته و غرق در اندیشه است.

 

برای ارزیابی و امتحان او به موارد زیر دقت کنید:

1- برخورد او با افرادی نظیر راننده ی تاکسی، رفتگر شهرداری، پیشخدمت رستوران و ... که از لحاظ اجتماعی و موقعیت شغلی در سطح بالایی نیستند ، چگونه است؟

2- برخورد او با خانواده اش یعنی با والدین و خواهر و برادرش چگونه است؟ آیا فردی قدردان و سپاسگزار است؟

اگر سپاسگزار از رنجها، زحمات و از خود گذشتگی هایی که والدین برای او متحمل شده اند نباشد، چگونه می توان انتظار داشت که به خاطر کاری از شما تشکر کند؟

3- آیا او فردی است خبرچین که به بدگویی و شایعه پراکنی در مورد دیگران می پردازد؟ کسی که در مورد دیگران بدگویی می کند، نمی تواند دیگران را دوست بدارد و از صمیم قلب به آنها عشق بورزد. سرانجام این که مطمئن باشید کسی که دیگران را ناچیز می شمارد و به دیده ی تحقیر به آنها می نگرد در نهایت با شما هم همان گونه رفتار می کند.

 

سوال پنجم: آیا در اخلاق و رفتار او اشکال و ایرادی می بینید که آرزوی اصلاح آن را بعد از ازدواج دارید؟

بسیاری از مردم این اشتباه را می کنند و ناآگاهانه تن به ازدواج می دهند با این امید و آرزو که بعد از ازدواج فرد مورد نظر را اصلاح می کنند و رفتار و اخلاقش را تغییر می دهند. اما این فکر و عقیده کاملاً اشتباه است. انتظار اینکه شخص بعد از ازدواج تغییر کند ، انتظاری دور از ذهن است چرا که ممکن است پس از ازدواج وضعیت بدتر و وخیم تر هم بشود. بنابراین اگر خصوصیات اخلاقی فرد را این گونه که هست نمی پذیرید ، ازدواج با او را فراموش کنید.

 

سخن آخر اینکه دیدار و ملاقات چنانچه به نظر می رسد سخت و مشکل نیست. تنها لازم است کمی بیشتر فکر کنید و کمتر دستخوش احساسات و عواطف شوید. بهتر است واقع بینانه عمل کنید و در مورد مسائلی مهم، سوالاتی را مطرح کنید.

عشق ورزیدن احساسی مقدس است. اما برای ازداوج باید تمام زوایا را در نظر داشت.

 هیچ کس نمی خواهد بعد از ازدواج هنگامی که حلقه ی ازدواج را در دست می بیند، به خاطر انتخاب غلط و تصمیم گیری اشتباه با کوله باری از غم و اندوه روبه رو شود و تا آخر عمر نادم و پشیمان باشد.

منبع : موفقیت – با تغییر و تلخیص-تبیان

 

راهنمای خرید یک Laptop


 

لپ‌تاپ‌ها(کامپیوترهای قابل حمل) به دلیل افزایش توانایی‌ها و نیز قابلیت جابجایی روز به روز در بین مردم محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند. این راهنما شما را در یافتن بهترین Laptop متناسب با نیازتان یاری می‌کند.
این راهنما از هشت قسمت تشکیل شده است که در صورت نیاز به راهنمایی بیشتر در هر کدام از قسمت‌ها می‌توانید با ما تماس بگیرید تا راهنمایی‌های بیشتر را به شما بدهیم.

اندازه و وزن

مطمئناً اندازه و وزن یک کامپیوتر همراه مهمترین موضوع در انتخاب یک Laptop می‌باشد. تعداد زیادی Laptop بسیار کوچک و سبک وجود دارند. اما بخش‌هایی از رایانه (مانند درایوهای نوری) نیز فدای اندازه می‌شوند. Laptop هایی که به جای کامپیوتر رومیزی استفاده می‌ شوند( به اصطلاح Desktop replacements ) دارای همان قدرت کامپیوترهای رومیزی هستند. اما مطمئناً جابجایی این سیستم‌ها به علت بزرگ و سنگین بودن مشکل‌افرین است. هنگامیکه قصد انتخاب یک Laptop را دارید، به این نکته به خوبی توجه کنید که امکانات و لوازم جانبی برای شما مهمتر است یا حجم و اندازه دستگاه. هر چند در حال حاضر و با استفاده از تکنولوژی موسوم به Centrino محصول اینتل شما می‌توانید در یک Laptop هر دو گزینه را در اختیار داشته باشید. پیشنهاد ما به شما اینست که در صورت توان حتماً از Laptop های دارای تکنولوژی Centrino استفاده نمائید. در قسمت‌های بعد باز هم به توضیح مزیت‌های این تکنولوژی می‌پردازیم.

پردازشگر( CPU )
سرعت Cpu های Laptop همواره با اندکی فاصله به دنبال سرعت کامپیوترهای رومیزی حرکت می‌کند. اما با این قابلیت که توان استفاده بهینه از انرژی را دارند. انتخاب سرعت CPU ، بسته به هدف شما از خرید Laptop دارد.
اگر قصد شما از خرید یک Laptop استفاده از اینترنت، دریافت نامه‌های الکترونیکی( E-Mail )، استفاده از یک واژه‌پرداز و حتی تماشای یک فیلم DVD باشد، استفاده از یک CPU با سرعت 800مگاهرتز و یا اندکی بیشتر نیاز شما را رفع خواهد نمود. ولی اگر قصد جایگزینی آن را به عنوان کامپیوترتان دارید، نباید به سرعت‌های زیر 2گیگاهرتز فکر کنید.توضیح اینکه CPU های Centrino در هنگام نوشتن این مقاله دارای سرعت 1.6 می‌باشند

حافظه( RAM )
حافظه قابل نصب در سیستم‌های قابل حمل( Laptop ) به طور کلی کمتر از سیستم‌های رومیزی است. هنگام خرید یک Laptop حتماً در مورد حداکثر RAM پشتیبانی شده در دستگاه اطلاعات لازم را از فروشنده دریافت کنید.
در ضمن بد نیست ببینید که آیا خودتان هم می‌توانید RAM دستگاه را افزایش دهید، یا حتماً باید توسط آن شرکت و متخصصینش انجام شود.

نمایشگر( Display )

هنگامی که قصد خرید یک Laptop را دارید به قدرت تفکیک‌پذیری( Resolution ) صفحه نگاه کنید. معمولاً صفحه‌نمایش بزرگتر ترجیح داده می‌شود. اما بعضی از صفحه نمایش‌های بزرگ که دارای Resolution بالاتری نیز هستند، خواندن متن را دشوار می‌کنند. در ضمن اندازه صفحه نمایش رابطه مستقیمی با اندازه Laptop خواهد داشت. سیستم‌های جدید با مونیتور 17 اینچ نیاز به دقت بیشتر در نگهداری خواهند داشت. علاوه بر اینکه جابجایی آنها نیز مشکل‌تر خواهد بود.

درایو‌ها
اندازه Hard Drive یک موضوع مهم تلقی می‌شود. اما انتخاب یک درایو نوری نیز به همان اندازه مهم است. یکی از قابلیت‌های مهم Laptop های موجود قابلیت استفاده به عنوان یک پخش‌کننده DVD قابل حمل است. بوسیله یک درایو DVD -ROM و یا یک درایو Como CD-RW هر شخصی می‌تواند یک فیلم DVD را به مثابه یک تئاتر کوچک بر روی سیستمش تماشا کند.
تعداد زیادی از سیستم‌هایی که تحت عنوان Ultraportable شناخته می‌شوند، قابلیت استفاده از یک درایو نوری داخلی را ندارند. که این عمل به خاطر کاهش وزن و اندازه دستگاه صورت گرفته است.

شبکه
توانایی اتصال به شبکه نیز یکی از خصوصیت‌هایی است که هنگام خرید یک Laptop باید مد نظر داشته باشید. به دنبال سیستم‌های بگردید که حداقل دارای یک مودم 56 Kbps و یک اترنت( Ethernet ) سریع باشند. این‌ها به شما اجازه می‌دهند تا با اکثر سیستم‌ها اتصال برقرار کنید و به تبادل اطلاعات بپردازید.
اگر نیاز به بیشترین بازده از شبکه را دارید، می‌توانید به دنبال Laptop هایی با مشخصه (802.11 b wireless adapter ) باشید. با انتخاب سیستم‌های دارای این گزینه به راحتی و بدون نیاز به سیم قابلیت اتصال و تبادل اطلاعات را خواهید داشت.

طول عمر باطری
به نظر شما سیستمی که با هر بار شارژ کردن فقط 30 دقیقه می‌تواند کار کند چطور است؟ طول عمر باطری نیز به نیاز شما بستگی دارد. ولی به دنبال سیستم‌هایی بگردید که حداقل 2 ساعت بدون نیاز به شارژ می‌توانند کار کنند. در صورت نیاز بیشتر می‌توانید به دنبال Laptop هایی باشید که امکان استفاده از باطری جانبی را برای شما فراهم می‌کند.

ولی یک‌راه دیگر...
باز هم استفاده از تکنولوژی جدید اینتل موسوم به Centrino . این تکنولوژی به دلیل مصرف کم باطری قابلیت استفاده تا 6 ساعت را برای شما فراهم می‌کند.

گارانتی
و آخرین مورد (نه کم ‌اهمیترین مورد) نوع و طول مدت گارانتی سیستم خریداری شده می‌باشد. Laptop ها ممکن است بیشتر از سیستم‌های رومیزی دچار مشکل شوند و این مورد نیز به خاطر قابلیت جابجایی آن‌ها است. هنگام خرید یک سیستم مطمئن باشید که حداقل از 1 سال گارانتی بهره‌مند می‌شوید. اگر قصد استفاده زیاد و یا ناشیانه از Laptop را دارید سیستم‌هایی با 3 سال پشتیبانی (با وجود قیمت بالاتر) انتخاب بهتری برای شما محسوب می‌شود.
سیستم‌هایی که توسط شخص ثالث (فروشنده) گارانتی می‌شود، انتخاب خوبی نیست مگر اینکه به نمایندگی از شرکت سازنده دستگاه باشد.

برگرفته از آی تی ایران

تشخیص گوشی اصلی از غیر اصل

برای اینکار ابتدا شما سریال 15 رقمی گوشی خود را لازم دارید. برای پیدا کردن این سریال از کد
#06#* استفاده نمایید و شماره سریال را یادداشت نمایید. سپس با مراجعه به این صفحه ، سریال گوشی خود را وارد نمایید. در صورت اصل بودن گوشی موبایل شما و ثبت جهانی مشخصات کاملی راجع به گوشی در اختیار شما قرار خواهد گرفت و در قسمت Primary Market میتوانید قاره ای که گوش شما در آن تولید شده است را مشاهده کنید، گوشی های تقلبی معمولاً ساخت Asia هستند.

چرا جوانان دیر ازدواج می کنند

پدیده افزایش سن ازدواج نه فقط در ایران، بلکه در کشورهای توسعه‌یافته فراصنعتی نیز مشاهده می‌شود.
به طوری که براساس نتایج مطالعات موجود، نسبت افراد ازدواج کرده در آمریکا از ۷۸ درصد در سال ۱۹۶۰ به ۵۲ درصد در سال ۲۰۰۰ و کمتر از ۵۰ درصد در سال ۲۰۰۵ کاهش یافت. پرسش ضمنی و در عین حال اصلی این مقاله چنین است: چرا جوانان دیر ازدواج می‌کنند؟
در خصوص این پرسش، تعبیرها و تفسیرهای متنوع (و البته گاهاً مرتبطی) از جانب صاحب‌نظران اقتصادی و اجتماعی شده است. بررسی منابع و ادبیات موجود در زمینه تأخیر ازدواج و همچنین تجربیات و نتیجه مطالعات ، نشان از آن دارد که تأخیر ازدواج در حال حاضر ریشه در چندین عامل اصلی اقتصادی و به خصوص جامعه‌شناختی دارد که عمده تأکید این نوشته نیز بر دلایل اخیر یعنی جامعه‌شناختی است.
بنابر دیدگاه محوری این نوشتار، عامل اصلی افزایش سن ازدواج، تجربه مدرنیته و نوسازی جامعه ایرانی است. جامعه ایران همانند سایر جوامع، با گذار از نظم سنتی و حیات اجتماعی حاکم بر آن و ورود به حیات اجتماعی ملازم با نظم مدرن، تحولات و دگرگونی‌هایی را از سر گذرانده است.
طبیعی است چنانچه این تحولات بدون برنامه‌ریزی و پیش‌بینی اتفاق افتند و شرایط جامعه به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آماده برای پذیرش چنین تحولاتی نباشد، تبعات منفی آن از دستاوردهای مثبتی که خواهد داشت، بیشتر است.
به نظر می‌رسد در خصوص افزایش سن ازدواج جوانان، شاهد چنین جریانی باشیم. بدین معنی که تجربه نوسازی و مدرنیته ایرانی، همگام با سیر ممالک اعم از توسعه‌یافته و در حال توسعه و شرایط خاص حاکم بر چنین تجربه‌ای، موجب بروز پدیده‌ای به اسم افزایش سن ازدواج جوانان (و در ادامه، تجرد قطعی در بین برخی) شده است. مکانیسم این تأثیر مدرنیته و نوسازی بر افزایش سن ازدواج و تأخیر آن در سه سطح اتفاق می‌افتد؛
▪ سطح کلان جامعه؛ یعنی هر چه جامعه از حالت سنتی و نظم خاص حاکم بر آن خارج شده و به موقعیت مدرن با نظم متفاوتی نزدیک‌تر شود، میزان افزایش سن ازدواج در آن بیشتر خواهد بود.
▪ سطح میانی جامعه؛ یعنی هر چه میزان پوشش نهادها (یا فرایندهای) جایگزین ازدواج در جامعه بیشتر باشد، شاهد افزایش بیشتر سن ازدواج خواهیم بود.
▪ سطح فردی؛یعنی هر چه میزان نوگرایی (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی) افراد بیشتر باشد، افزایش سن ازدواج در آنها بیشتر است. بنابراین، می‌توان گفت هر چه جامعه به سمت وضعیت مدرن پیش رفته و مؤلفه‌های بیشتری از حیات مدرن را (با ارزش‌های ملازم و ذاتی آن) در سه سطح فوق تجربه کند، تأخیر ازدواج در آن بیشتر است.
اما اینکه کدام مؤلفه‌ها و نمودهای تجربه مدرنیته است که باعث تأخیر ازدواج در جمعیت آماده برای ازدواج کشور می‌شود، موضوعی است که در ادامه به شرح مهمترین آنها پرداخته می‌شود:
۱) آشفتگی اقتصادی (شرایط مسکن، هزینه‌های زندگی، نامناسب بودن وضع درآمدی با هزینه‌های زندگی؛ که تماماً سختی ازدواج را در زمینه‌های مهریه، جهیزیه سنگین، مخارج جشن عروسی، اهمیت به تجملات و... بیشتر می‌کنند)‌و اجتماعی (میزان طلاق در جامعه) به خصوص در نیم دهه اخیر تأثیر جدی بر ازدواج داشته و دیررسی آن را موجب شده است، که در نهایت تمامی آنها مرکز ثقل انتظارات از ازدواج را به سمت عواملی مانند داشتن همسر دارای مدارک تحصیلی عالی، شغل معتبر، وضعیت اقتصادی خوب و... سوق داده است.
۲) عامل دیگری که امروزه باعث تشدید تأخیر در ازدواج شده، تضعیف باورها و تعهدات در جامعه است. مطالعات نشان داده که هر چه میزان پایبندی افراد به تعهدات مذهبی کمتر باشد، تأخیر ازدواج در آنها بیشتر است.
۳) افزایش تحصیلات و به دنبال آن اشتغال، کسب درآمد، استقلال اقتصادی و اجتماعی و...، زمینه دیگر تأخیر در ازدواج را فراهم آورده است. این عامل در کنار عواملی مانند تغییر نگرش‌ها و انتظارات جوانان از ازدواج، موجب به وجود آمدن عامل دیگر تأخیر ازدواج به نام محدودیت در یافتن همسر مناسب (هم برای دختران و هم برای پسران) شده است، ضمن آنکه نباید از نظر دور داشت که امروزه، بخشی به خاطر دلائل فوق، رویکرد گزینش همسر برای ازدواج، رویکرد خود انتخابی است، برخلاف سابق که به صورت ترتیب داده شده از طرف پدر، مادر، خویشاوندان نزدیک، خویشاوندان دور، دوستان و... بود.
۴) بار معنایی ازدواج، دیگر متفاوت با زمان پیشین است. ظاهرا در دنیای کنونی ازدواج مؤلفه‌ای مادی‌گرایانه به حساب می‌آید که کارکردهای ایجاد امنیت و تحقق نیازهای اقتصادی، مالی و حمایتی آن صبغه تیرگی گرفته‌اند.
فی‌الواقع، امروزه افراد، بیشتر واجد ارزش‌های فرامادی‌گرایانه (با محوریت کیفیت زندگی) هستند تا مادی‌گرایانه ضمن آنکه، در حیات مدرن، بنای ازدواج، به خصوص در میان دختران، بیشتر بر تأمین نیازهای عاطفی و روحی می‌باشد تا نیازهای فیزیولوژیک و مادی!
۵) شکل‌گیری و رواج نگرش به برابری جنسیتی در میان برخی دختران، یکی از عوامل اساسی در افزایش سن ازدواج در بین این گروه جمعیتی است.
۶) رویکردهای اقتصادی انتخابی عقلانی و هزینه فرصت نیز، مزید بر سایر دلایل افزایش سن ازدواج جوانان در جامعه می‌باشد. پیدایش و نضج این نگرش در بین جوانان (به خصوص دختر) که با ازدواج کردن، بسیاری از فرصت‌ها را از دست خواهند داد که هزینه از دست دادن‌شان بیش از هزینه از دست دادن فرصت ازدواج است، تأخیر در ازدواج آنها را موجب گشته است.
۷) تغییر ساختار خانواده از گسترده به هسته‌ای نیز، موجب دیگر افزایش سن ازدواج در جامعه می‌باشد. در حال حاضر به دلیل غالب شدن خانواده هسته‌ای و در نتیجه، تعداد کمتر اعضای خانواده، تعداد کمتر مجردان خانواده و جو عاطفی و حمایت اقتصادی و اجتماعی حاکم بر آن، کمتر شاهد ازدواج جوانان به خصوص دختران هستیم.
۸) افزون بر عوامل بالا، باید به نبود و یا ضعف محدودیت اعمال شده از طرف خانواده‌ها بر نسل جوان اشاره کرد که در تأخیر ازدواج آنان نقش داشته است. مطالعات نشان از آن دارد که هر چه میزان محدودیت اعمال شده از طرف خانواده‌ها بر نسل جوان کمتر باشد، آنها نسبت به پذیرش رفتارهایی که به قبول مسئولیت و تعهد ختم می‌شود، بی‌خیال‌تر هستند و در نتیجه ازدواج آنان (به عنوان نمودی از این رفتارها) دچار تأخیر می‌شود.
در فرجام، اشاره به این نکته نیز لازم است که مطالب فوق‌ تنها دلالت بر دلایل افزایش سن ازدواج جوانان و دیررسی آن در جامعه داشته است، حال آنکه پدیده تأخیر و دیررسی ازدواج در جامعه، حامل پیامدهایی نیز می‌باشد که بررسی و تدقیق در آنها، فضای مفهومی دیگری را می‌طلبد.

کرم حبیب‌پور گتابی

روزنامه همشهری

خانم ها چه خصایصی را دوست دارند

 

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید. یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2-  نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند. حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3-داشتن علاقه ی جنسی

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6-آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس  قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7-پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.  شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8-سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند.  خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

9-همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

 

منبع:سایت ایرانیان انگلستان

زبان بدن(تقلید کردن و تصاویر آیینه ای)

”تقلید کردن“ وسیله‌اى است براى اینکه یک شخص به شخص دیگر بگوید با ایده‌ها و رفتار او موافق است. با این روش، یک شخص به‌طور غیرکلامى به دیگرى مى‌گوید ”همان‌طور که متوجه هستید، من مثل شما فکر مى‌کنم، بنابراین حرکات شما را تقلید مى‌کنم“.
مشاهده این تقلید ناآگاهانه نسبتاً جالب است. به‌عنوان مثال، دو مردى را که در (شکل تفکر مشابه) در بار هتل ایستاده‌اند، در نظر بگیرید. آنها حرکات یکدیگر را تقلید کرده‌اند، پس به‌طور معقول مى‌توانیم فرض را بر این بگذاریم که آنها مشغول بررسى موضوعى هستند که هر دو افکار و احساسات مشابهى نسبت به هم دارند. اگر یکى از مردها دست‌ها و پاهاى خود را آزاد کند و یا روى یک پا بایستد، دیگرى پیروى مى‌کند. اگر یکى از آنها دست خود را داخل جیبش قرار دهد، دیگرى از او تقلید مى‌کند و این تقلید تا زمانى‌که دو مرد با هم موافقت دارند، ادامه پیدا مى‌کند. این نوع تقلید کردن میان دوستان خوب یا افرادى که در یک سطح شغلى قرار دارند نیز رایج است مشاهده همسرانى که به روش مشابه قدم مى‌زنند، مى‌ایستند، مى‌نشینند یا حرکت مى‌کنند، معمولى است. شفلین متوجه شده که افراد غریبه به‌ طرزى سنجیده از رفتارهاى مشابه اجتناب مى‌کنند. اهمیت تقلید کردن مى‌تواند یکى از مهم‌ترین دروس رفتارهاى غیرکلامى باشد که ما‌ مى‌توانیم یاد بگیریم زیرا این یک روش براى ابراز علاقه یا عدم آن است. همچنین روشى است براى اینکه فقط تقلید کردن حرکات، به دیگران بگوئیم که به آنها علاقه داریم.
تفکر مشابه
اگر یک کارفرما بخواهد تفاهم سریع و جوّى راحت با کارمند ایجاد مى‌کند، تنها کافى است طرز ایستادن یا نشستن او را تقلید کند تا به چنین خواسته‌اى دست یابد. متقابلاً یک کارمند تازه وارد با تقلید حرکات مدیر خود مى‌تواند نشان دهد که با او تفاهم دارد. با استفاده از این اطلاعات، مى‌توان با تقلید حرکات مثبت شخص دیگری، بر روابط رودررو نفوذ داشت. این باعث مى‌شود طرف مقابل از افکار راحت و مستعدى برخوردار شود، زیرا متوجه است که شما نظرات او را درک مى‌کنید (شکل تقلید از حرکات شخص دیگر به‌منظور پذیرفته شدن).
تقلید از حرکات شخص دیگر به‌منظور پذیرفته شدن
هنگامى‌که فروشنده بیمه بودم، به مؤثر بودن این روش در برابر یک مشترى بالقوه که رفتارى سرد داشت، پى بردم. عمداً هر حرکت مشترى را تقلید مى‌کردم تا اینکه حس مى‌نمودم یک تفاهم قوى براى آغاز مذاکره ایجاد شده، به همین قیاس، اگر مشترى شروع به تقلید حرکات من مى‌نمود، حاصل آن یک فروش بود.
البته قبل از تقلید کردن از حرکات شخص دیگر در حین انجام مذاکرات، در نظر گرفتن ارتباط تقلیدکننده بسیار مهم است. به‌عنوان مثال فرض کنیم که دفتردار یک شرکت بزرگ درخواست افزایش حقوق نموده و از این رو به دفتر مدیر احضار شده است. در حالى‌که وارد اتاق مى‌شود، مدیر از او مى‌خواهد که بنشیند و سپس در حالى‌که به صندلى خود تکیه مى‌دهد تا برترى و تسلط خود را به دفتردار نشان دهد، از حالات پا به شکل 4 استفاده مى‌کند. حال اگر دفتردار حالت سلطه‌گرانه مدیر را در حین مذاکره راجع به افزایش حقوق خود تقلید کند (شکل چالش غیرکلامی) چه اتفاقى مى‌افتد. حتى اگر مکالمه دفتردار و مدیر راجع به مسئله‌اى جزئى‌تر بود، مدیر احساس تهدید و حتى توهین مى‌کرد و شغل دفتردار به خطر مى‌افتاد. این حرکت روش مؤثرى است براى ”خلع سلاح“ تیپ‌هاى سلطه‌گرى که سعى مى‌کنند کنترل را به‌دست داشته باشند. حسابرس‌ها حقوقدان‌ها و مدیران در حضور افرادى که به نظرشان زیردست هستند، این حالت را به خود مى‌گیرند. با تقلید کردن حالت آنها، مى‌توانید به طرزى مؤثرى آرامش آنها را بهم بزنید و مجبورشان کنید که حالت خود را تغییر دهند تا شما کنترل را به‌دست بگیرید.
چالش غیرکلامى
تحقیقات نشان داده زمانى‌که رهبر یا سردسته یک گروه از علائم و حالات خاصى استفاده مى‌کند، زیردستان، آنها را تقلید مى‌کنند. سردسته‌ها معمولاً اولین شخصى هستند که از آستانه در عبور مى‌کنند و دوست دارند ترجیحاً در انتهاى یک کاناپه یا نیمکت بنشیند. زمانى‌که یک گروه مدیر وارد اتاقى مى‌شوند، معمولاً رئیس، اول وارد مى‌شود. هنگامى‌که مدیران در سالن کنفرانس مى‌نشینند معمولاً رئیس در رأس میز مى‌نشیند که اغلب دورترین نقطه از در است. اگر رئیس هنگام نشستن دست‌هاى خود را به علامت تکیه‌گاه در پشت سر قرار دهد، زیردستان از او تقلید خواهند کرد.
به اشخاصى که براى فروش محصولات، به منزل زوج‌ها مى‌روند، پیشنهاد مى‌شود که حرکات آنها را تماشا کنند تا متوجه آغازکننده حرکات و شخصى که آن را تقلید مى‌کند، شونده و بدین‌ترتیب دریابند که ابتکار به دست کدامیک از آنان (زن یا شوهر) است.
به‌عنوان مثال، اگر همه صحبت‌ها توسط شوهر انجام مى‌شود و زن فقط نشسته و هیچ حرفى نمى‌زند، اما متوجه شدید که شوهر حرکات همسر خود را تقلید مى‌کند، بنابراین بهتر است در نمایش محصولات خود، وى را هدف قرار دهید.

مادر

My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment.
مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.
اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.
یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed.
How could she do this to me?
خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said,
"EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

I wanted to bury myself.
I also wanted my mom to just disappear.
فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..
کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...
اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.
احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married.
I bought a house of my own.
I had kids of my own.
اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts
از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.
تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.
اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو
دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!"
GET OUT OF HERE! NOW!!!"
سرش داد زدم ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟! "
گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.
اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی
اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore.
یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار
دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.
ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .

My neighbors said that she died.
همسایه ها گفتن که اون مرده

I did not shed a single tear.
ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.
اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن

"My dearest son,
I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.
ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.
ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از
دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.
به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

So I gave you mine.
بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

With my love to you,
با همه عشق و علاقه من به تو

Your mother.
مادرت