مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده موفق (شاد) بیرجند

تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران / تحت نظارت وزارت ورزش و جوانان ایران / تحت نظارت اداره کل بهزیستی

مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده موفق (شاد) بیرجند

تحت نظارت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران / تحت نظارت وزارت ورزش و جوانان ایران / تحت نظارت اداره کل بهزیستی

چطور با طرد شدن عشقی کنار بیاییم

همه در طول زندگی خود گاهی طرد می شوند. برای من هم اتفاق افتاده است به خاطر همین می دانم که بدترین احساس روی زمین است.

افرادیکه طرد شده باشند معمولاً شدیداً شوکه و عصبی می شوند. تعجب می کنند که آیا می توانند به قسمت دیگری از زندگی خود اعتماد کنند یا نه چون این طرد شدگی قضاوت خود آنها را هم زیر سوال برده است. واقعاً موقعیت بدی است.

خیلی وقت ها ارباب رجوع هایم که برای مشاوره می آیند، با تمام شدن رابطه شان کنار آمده اند و طوری به نظر می رسند که انگار در حال بهبودی از یک عمل جراحی بسیار جدی یا تصادف اتومبیل هستند.

از دست دادن کسی که دوستش دارید، خلائی سنگین در دل شما باقی می گذارد. این عذاب باعث می شود انتظار روزهایی را بکشید که زندگی برایتان آسانتر شود و همچنان امیدوار می مانید که طرفتان برگردد، گاهی اوقات حتی بعد از سالها زندگی مجردی.

تفکر اشتباه

همچنین ممکن است حس کنید که اگر طرفتان برنگردد، دیگر هیچکس نمی تواند آن خلاء را در زندگی شما پر کند و دیگر نمی توانید عاشق کسی شوید. این حرف کاملاً پوچ است اما غم و اندوه باعث می شود نتوانیم درست فکر کنیم.

چندین و چند بار پیش آمده که بیمارانم به من گفته اند: "زندگی من هم اینطور بود دیگه. من دیگه نمی تونم کسی رو پیدا کنم. هیچکس دیگه عاشق من نمیشه".

اگر من بعنوان مشاور سعی نکنم که خلاف آنرا به آنها بفهمانم هیچوقت متوجه نخواهند شد. اینکه به خودتان بگویید که زندگی عشقی شما به پایان رسیده به هیچ وجه کمک حالتان نخواهد بود. فقط بدبختیتان را بیشتر می کند. واقعیت این است که همین حالا، در بدترین شرایط ناامیدی، همه ما فکر می کنم که هیچ اتفاق خوبی دیگر برایمان نمی افتد اما چون اینطور احساس می کنیم دلیل بر آن نیست که حقیقت داشته باشد!

پس تلاش کنید، باوجود تمام درد و غمتان تلاش کنید تا در آن موقعیت هم کمی منطق داشته باشید.

یعنی هر طوری که شده به خودتان بگویید، "حالم خیلی بده و از اینکه ولم کرده خیلی ناراحتم" اما دیگر به آن اضافه نکنید که، "و دیگه هیچکس منو دوست نخواهد داشت و من باید تا آخر عمر تنها بمونم". اگر اینکار را بکنید فقط مغزتان را با بدبختی های بیشتر پر می کنید و این کار درستی نیست چون در آن لحظه خودش به اندازه کافی بدبختی دارد!

قبول کنید که همه چیز تمام شده است

خوب حالا باید ببینیم چطور می توانید با این درد کنار بیایید؟  چطور می توانید یاد بگیرید که به زندگی خود ادامه دهید؟ چطور می توانید به این وضعیت تجرد خود بعنوان فرصتی استثنایی و عالی نگاه کنید نه مجازات؟ چطور می توانید حس دوست داشته نشدن و ناخواسته بودن و اینکه سرنوشت تعیین کرده که تا پایان عمر تنها بمانید و با بدبختی زندگی کنید را از ذهنتان بیرون کنید؟

اولین قدم به سمت آینده ای روشن و مثبت این است که قبول کنید شریک زندگیتان رفته است و دیگر برنمی گردد.

این یعنی با غم و اندوهتان روبه رو شوید و به خودتان اجازه دهید برای غم از دست دادن او و همه امیدها و آرزوهایتان تا می توانید گریه کنید. البته این واقعاً شرایطی دردآور است.

مهمترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که این نیز می گذرد. می دانم شاید در آن لحظه اینطور به نظر نرسد اما تا بوده همین بوده باور کنید.

خسته شوید، بهتر شوید

دومین مسئله مهم این است که به دوستانتان تکیه کنید و تا زمانیکه دیگر حتی یک کلمه هم برای گفتن نداشته باشید درمورد شریک زندگی سابقتان با آنها حرف بزنید.

وقتی بفهمید که دیگر حوصله خودتان هم از این حرف های تکراری سر رفته است، بهتر خواهید شد. حرف زدن رمز بهتر شدن است. وقتی درمورد غم و غصه هایمان حرف می زنیم، آنها قدرتی که روی ما داشتند را کم کم از دست می دهند و حال ما بهتر می شود.

اما در آن لحظات دردناک خیلی مهم است که حسابی مراقب خودتان باشید. درواقع، باید مثل یک آدم علیل و ناتوان با خودتان برخورد کنید و به همان اندازه از خودتان مراقبت کنید که یک فرد ناتوان مراقبت لازم دارد.

حمام گرم و طولانی بکنید، به موسیقی گوش دهید که کمک کند احساساتتان را بیرون بریزید و خودتان را با غذاهای مورد علاقه تان وسوسه کنید و به دیگر اجازه دهید که نزدیکتان شوند و از شما مراقبت کنند.

ورزش کردن هم ایده خیلی خوبی است. ورزش و فعالیت جسمانی حال و روحیه را بهبود می بخشد. ورزش به افزایش مواد شادی زا در مغر که همان اندورفین ها هستند کمک می کند. همچنین پیامی بسیار مهم به مغز می فرستد که یعنی ما مراقب خودمان هستیم.

این مسئله مراقبت کردن برای مردهایی که رابطه شان را از دست داده اند اهمیت بیشتری دارد چون خانم ها خیلی راحت تر به دوستانشان زنگ می زنند و درمورد غم و غصه هایشان درد و دل می کنند اما اینکار برای آقایان سخت است. آنها عادت دارند که به تنهایی از پس غم و ناراحتی هایشان برآیند که خیلی سخت است.

فرایند بهبودی

این فرایند را سالها پیش برای یک برنامه تلویزیونی درست کردم. خیلی خوشحالم که از آن موقع تاحالا به افراد بیشماری کمک کرده است که گذشته شان را پشت سر بگذارند و به سمت خوشبختی بروند. شاید بتواند به شما هم کمک کند.

ل برای لیست

لیستی از همه چیزهایی که به شریک زندگی گذشته تان مربوط می شود که دوست نداشته اید تهیه کنید. می تواند از چیزهای خیلی کوچک شروع شود اما کم کم که پیش بروید به چیزهای مهمتر هم می رسید.

یادتان می آید که چطور همیشه یکسری جوک تکراری تعریف می کرد؟ یا در مهمانی ها همیشه بیش از حد مست می کرد؟ یا در محل کار مدام جلو بقیه ضایعتان می کرد؟  یا اینکه هیچوقت به سرگرمی ها و علایقتان توجه نشان نمی داد؟

همه آنها را روی کاغذ بیاورید و با خواندن دوباره آن خواهید فهمید رابطه ای که از دست دادید چندان هم برایتان خوب نبوده است.

الف برای انتظار

بعد از تمام شدن یک رابطه، فکر می کنیم که هیچوقت دیگر کسی دوستمان نخواهد داشت. درست است که این حقیقت ندارد اما در آن لحظه احساسمان همین خواهد بود.

واقعیت این است که احتمال خیلی زیادی وجود دارد که دوباره دوست داشته شوید. اما نه توسط همان شریک زندگی سابقتان. دیگر آن چیزهایی که در آن رابطه داشتید را به دست نخواهید آورد اما می توانید همان احساس خاص و مهم را با کس دیگری هم داشته باشید.

بنابراین، یک حس تازه لزوماً آن تجربه ای که با شریک زندگی قبلی داشتید را تکرار نخواهد کرد اما متوجه خواهید شد که یک عشق تازه به اندازه همان تجربه قبلی شیرین خواهد بود یا حتی از آن هم شیرین تر.

ت برای تمجید

منظورم تمجید از خودتان است.

باید به خودتان در آینه نگاه کنید و روی بهترین ویژگی ها و خصوصیاتتان متمرکز شوید و برای داشتن آن ویژگی ها به خودتان تبریک بگویید.

کار مفید دیگر این است که لیستی از 50 چیزی که درمورد خودتان دوست دارید بنویسید. اینکار ممکن است که وقت بگیرد اما فواید زیادی برایتان خواهد داشت.

وقتی کسی ما را طرد می کند سعی می کنیم همه تقصیرها را به گردن خود بیندازیم. از نظر ذهنی خودمان برای اینکه چرا باهوش تر یا جذاب تر نیستیم خودمان را سرزنش می کنیم. باید دست از این تفکر مخرب بردارید و اجازه بدهید که خوبی های خودتان را ببینید. پس زمان هایی را یاد بیاورید که به کسی کمک کردید یا با غریبه ای مهربان بودید.

اینکه یاد بگیرید ارزش های خود را قبول کنید و برای مهربانی، زیبایی و استعدادهای خود ارزش قائل باشید خیلی کمکتان می کند.

ب برای بازترتیب

متاسفانه وقتی یکدفعه مجرد می شوید، اکثر دوستانی که شما و طرفتان را می شناختند معمولاً زوج هستند. خیلی از این دوستان الان مثل یک طاعون از شما دوری خواهند کرد چون فکر می کنند اگر دور و بر آنها باشید روابط خود آنها هم به خطر می افتد.

اما حتی اگر دوستان قدیمی باشند که هنوز کنارتان هستن باز هم نیاز دارید که گروهی از دوستان جدید را هم مرد هم زن برای خود پیدا کنید. دوستانی که شریک زندگی قبلی شما را نشناسند.

م برای ممنوعیت رابطه جنسی با همسر سابقتان

گاهی اوقات وقتی چندین ماه است که جدا شده اید، شریک زندگی سابقتان ناگهان تصمیم می گیرد و متوجه می شود که مرغ همسایه به هیچ وجه غاز نیست. یا شاید هم حس کند که شما دارید به زندگیتان نظم و ترتیب دوباره می بخشید و این باعث حسادت او شوید. به خاطر همین ممکن است فیلش یاد هندوستان کند و بدش نیاید که بعد از این مدت دوباره رابطه جنسی با شما داشته باشد.

مشکل اینجاست که رابطه جنسی و نزدیکی باعث می شود که موقتاً تصور کنید که دوستتان دارد و اینبار حسرت و اندوه بیشتری برایتان به جای بگذارد. پس به هیچ وجه چنین کاری نکنید تا جاییکه به نقطه ای برسید که بتوانید تصمیم بگیرید که می توانید او را ببخشید یا نه پس تا آن موقع چنین کاری نکنید.

درمان

آخر از همه اینکه، برای خیلی ها از دست دادن شریک زندگیشان خیلی دردناک است چون احساس بی ارزش بودن و بی اعتمادی را به آنها می دهد. اگر این اتفاق برای شما هم افتاده پس احتمالاً با دو درد و غصه دست و پنجه نرم می کنید:

  • انتهای رابطه تان
  • باری که از قدیم بر دوشتان بود

این آسان نیست. این ناراحتی الان تمام ناخوشی ها و خاطرات بد گذشته را به یادتان می آورد.

طرد شدن شدیداً آنچه هستید و آنچه باور دارید را متاثر می کند و این افکار جلوی بهبودی شما را می گیرد.

در چنین مواقعی، درمان و مشاوره راه خیلی خوبی است. پس اگر فکر می کنید که خیلی قت است که بهبودیتان طول کشیده، می توانید برای سرعت بخشیدن به آن نزد روانشناس بروید.

منبع: مردمان

اضطراب قبل از ازدواج: دلایل و روشهای درمانی

خواستگاری و مراحل قبل از ازدواج یکی از لذت بخش ترین مراحل زندگی به شمار می رود. اما، بعد از اتمام آن شور و شوق اولیه، اضطراب پدیدار می شود. این اضطراب می تواند آنقدر رشد کند که بعد از ازدواج هم ادامه پیدا کند. براساس آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها،در کشورهای غربی بیست درصد از ازدواج ها بعد از 5 سال به طلاق ختم می شوند. فردی که قصد ازدواج دارد باید به خوبی با مسئله ازدواج کنار آمده باشد و اگر بخواهد که جزئی از این آمار نباشد باید بر این اضطراب غلبه کند.

آنهایی که نتوانستند با آن اضطراب و ترس ازدواج کنار بیایند تا مرحله پارانوئید شدن پیش می روند. خیلی ها بیشتر از اینکه به عشق و محبت درون ازدواج فکر کنند به طلاق احتمالی و رنج و عذاب ناشی از آن فکر می کنند. مخصوصاً مردان مجرد به دلایل مختلف هیچ عجله ای برای ازدواج ندارند. 5 مورداز آن دلایل عبارتند از:

1) امکان رابطه جنسی بدون تعهد

2) امکان داشن همسر بدون ازدواج قراردادی

3) جلوگیری از خطر و هزینه های طلاق

4) تمایل به صبر کردن قبل از بچه دار شدن

5) این واقعیت که ازدواج نیاز به تغییر و سازش دارد

چند نفر از ما، به استثنای زمانیکه نفع شخصیمان در آن باشد،  از روی میل باطنی این تغییر را می پذیریم یا برای سازش آمادگی داریم؟ نه خیلی، حداقل برای مردان مجرد زیر 35 سال خیر. دقت کنید که چطور این دلایل همه به سه تمایل اصلی در روابط کنونی تمرکز دارد: یعنی پول، رابطه جنسی و سازش.

شکست در روبه رو شدن با این سه عنصر تا حد مطلوب به خاطر خود رابطه ایجاد نمی شود بلکه با آن تشدید می شود. زمینه مواجه شدن با این عناصر با نیروهای نامرئی کنترل می شوند که از همان روز اول آشنایی وجود دارند—نیروهایی که راه و مسیر را به دو نفری که تصادفاً به سمت هم کشیده شده اند نشان می دهد و خصوصیات  و ویژگی های مشخص فردی آنها را می پوشاند. این نیروها بسیار قوی بوده و در فرهنگ، ارزش ها، شخصیت، روحیه و درک ما جا باز کرده است و بطور مداوم با تجربیات و الهامات درونی ما تغییر می کنند. این نیروها رویکرد ما به زندگی را دیکته می کند و در زمان بحران، به وضوح هر چه تمامتر خود را نشان می دهند.

میل به تحت تاثیر قرار دادن

همه می توانند با یک زندگی آرام و خوشایند کنار بیایند اما شخصیت و ارزش واقعی یک فرد زمانی جلوه می کند که استرس و آشفتگی در زندگی او ایجاد شود. دلیل اصلی این هویت دوگانه به این میل ما برمی گردد که از یک طرف دوست داریم خودمان باشیم و همچنین دوست داریم دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. به همین خاطر نمی توانیم هیچوقت خودِ واقعیمان را آشکار کنیم. به همین دلیل، هرچه زمان آرامشمان در رابطه طولانی تر باشد، احتمال کمتری وجود دارد که بتوانیم وجودِ حقیقی طرفمان را بشناسیم. این به آن دلیل است که در ابتدای رابطه ترجیح می دهیم نیازها و انتظارات دیگران که برایمان مهم هستند را منعکس کنیم تا جاییکه مجبور شویم خودی واقعیمان را نشانشان دهیم.

درنتیجه، هر رابطه جدیدی براساس یک دروغگویی بین دو غریبه که به سختی چیزی هستند که نشان می دهند برای راضی کردن طرف مقابلشان ایجاد می شود. به همین دلیل است که بعد از ازدواج یا بعد از سالها زندگی با هم دو طرف کاملاً افرادی متفاوت می شوند. یک ضرب المثل می گوید که مردها با این امید با زنها ازدواج می کنند که تا آخر همانطور بمانند درحالیکه زنها با این آرزو ازدواج می کنند که بتوانند بلافاصله بعد از ازدواج شوهرانشان را تغییر دهند! از همان روز ازدواج این طریقه از جانب هر دو طرف پیش گرفته می شود اما هر دو طرف مراقب هستند که طرف مقابل چیزی در این مورد متوجه نشود. فقط با گذشت زمان و رو شدن شخصیت طرف مقابل مخصوصاً وقتی که از اهداف شخصیشان دلسرد شده باشند، مشخص می شود.

بعد از ازدواج روزی پر استرس و مشکل ساز می رسد و چیزهای جدید درمورد شخصیت همسر فاش می شود، مخصوصاً نقاط منفی.  فقط زمان لازم است تا این نیروهای نامرئی خود را نشان دهند. سالها بعد از ازدواج  وقتی که زوج با هم مثل دو غریبه بودند تعحب می کنند که قدری کم از همدیگر می دانند. پس این جمله کلیشه ای که" زنم/شوهرم من را درک نمی کند" درمقابل آن درک عالی که دو طرف احساس می کردند در دوران نامزدی دارند، به نظر عجیب می رسد.

دلایل

کسانیکه برای اولین بار ازدواج می کنند ممکن است کمی درمورد تغییراتی که از مجرد بودن به عضوی از یک زوج بودن باید داشته باشند احساس نگرانی کنند. این یعنی باید کمی از استقلال خود بگذرند و تمایلات و نیازهای فردی دیگر را هم در نظر بگیرند.

کسی که قبلاً ازدواج کرده است هم درمورد شکست سابق خود احساس نگرانی خواهد کرد. مردها و زنان مطلقه کمی از ازدواج دوباره می ترسند چون می ترسند که همان مشکلات باز ازدواجشان را ویران کند.

تاثیرات

اضطراب قبل از ازدواج می تواند مشکلاتی بین زوج ها تا زمان ازدواج ایجاد کند. فردی که احساس اضطراب می کند بسیار حساس و آسیب پذیر می شود. طرف مقابل او ممکن است این احساس را درک نکند و همین مسئله منجر به جنگ و جدال بین آنها شود و ایجاد رنجش کند.  همچنین اگر این جدال ها حاد شود که قابل حل نباشند، می تواند موجب برهم خوردن رابطه آنها شود.

چارچوب زمانی

چارچوب زمانی اضطراب قبل از ازدواج کنار آمدن با آن را دشوار می کند چون دوره آماده سازی ازدواج مشکلات و استرس های خاص خود را دارد. اکثر زوج ها کاملاً درگیر برنامه ریزی های عروسی و ماه عسلشان می شوند. آنقدر مشکلات و مسائل مالی و خانوادگی پیش می آید که باید آنها را هم در برنامه ریزی ها مد نظر قرار دهند. این مسائل اضطراب قبل از ازدواج را تشدید می کند چون فرد مضطرب هیچوقت فرصت استراحت کامل و کنار آمدن با مشکلاتش را پیدا نمی کند.

علائم

اضطراب می تواند علائم فیزیکی و احساسی مختلف داشته باشد. این علائم شامل مشکل در خوابیدن، تمرکز کردن و غذا خوردن می شود. فرد مضطرب معمولاً تند نفس می کشد و ضربان قلبش بالا است. همچنین احساس سرگیجه و حالت تهوع دارد. ممکن است بدون هیچ دلیلی از دیگران عصبانی شود و از نظر احساسی و اجتماعی احساس طردشدگی داشته باشد. این مسئله در دوران قبل از ازدواج که تاثیرات احساسی می تواند دو نفر را از هم جدا کند، بدتر می شود.

درمان

هیچ راهی برای جلوگیری کامل از اضطراب قبل از ازدواج نیست چون این اضطراب ها معمولاً براساس نگرانی هایی منطقی ایجاد می شود. ازدواج قدمی بزرگ است که تغییراتی عمده در زندگی افراد ایجاد می کند و ایجاد اضطراب و ترس کاملاً طبیعی است. این اضطراب ها بهتر است به محض وقوع درمان شوند. انجمن ازدواج و خانواده امریکا توصیه می کند که قبل از ازدواج زوج ها حتماً نزد مشاوره قبل از ازدواج بروند. این مشاوره ها معمولاً پنج تا هفت جلسه هستند  که در طول آن زوج ها می توانند امیدها، ترس ها و اهدفشان را بیان می کنند. مشاور  بعنوان یک شخص سوم زوج را  در مشکلاتشان راهنمایی می کند و به آنها برای رسیدن به یک راه حل رضایتمندانه کمک میکند.

اگر اضطراب فرد طوری باشد که لازم باشد به تنهایی روی آن کار شود، هر کدام از افراد می توانند به تنهایی با مشاور حرف بزنند.

منبع: مردمان

چند نکته کوچک برای افزایش شادی در زندیگی

آیا دوست دارید  شاد باشید؟ یا از اینکه با وجود زندگی خوبی که دارید ناراحتید، درمانده اید؟ اگر همین طور اجازه دهید افکار خراب و موجی از انتقادها بروی شما بریزد، به مرور زمان با وجود انرژی های منفی درونیتان، تبدیل به فردی افسرده و مضطرب می شوید.

در این مقاله با روشهای کاملاً آسان می توانید بدون اتلاف وقت، لبخند را همواره بر لب خود هدیه کنید. در واقع این تنها به افکارتان بستگی دارد. 50% دلایل ناراحتی شما به دلایل ذاتیست که از فطرت ما سرچشمه می گیرد که به اصطلاح به آنان "نقاط تعادل" گفته می شود، 10% به عوامل بیرونی زندگی و 40% تنها به خود ارادی ما بستگی دارد، اینکه چطور با وقایع زندگی برخورد کنیم، از پس استرس ها بر بیاییم و از وقت و نیروی خود نهایت بهره را ببریم.

"کاترلین بیرندورف" در کتاب خود به نام "آوای نه اتاق شادی" می گوید: "در حقیقت این خود ما هستیم که با تمرکز به همان شادی کمی هم که داریم، می توانیم آن را افزون کنیم و از روحیه ای شاد برخوردار شویم"، هر فردی با تغییر نگرش نسبت به محیط پیرامون خود، می تواند ضمن افزایش امواج مثبت، (همچون، سفر، اعمال فعالیتهای مورد علاقه و ...)، ناخودآگاه از شادی ناشی از آنها خرسند خواهد شد. در واقع این طور فرض کنید که هر مکان در هر زمانی از زندگی روزانه شما می تواند به نوعی برای شما یک تفریح است، بطور مثال، تختخواب در اتاق خواب، دفتر کار به عنوان راهی برای پول درآوردن و لذّت خرج کردن، اتاق پذیرایی به عنوان خاطرات و جایگاه جمع شدن دوستان در کنار هم یا هر چیز با ارزش دیگری مثل سلامتی، امنیت مالی و ... می تواند باعث خوشحالی شما باشند، شما می توانید برای تثبیت این وضعیت از چهار عملکرد زیر پیروی کنید:

1- فداکاری بیش از حدّ، موجب دردسر است!

درست است که باید به فکر دیگران بود و فداکاری کرد، امّا در زندگی سعی کنید ابتدا به خود و روحیاّتتان توجه کنید، برای مثال به هنگام وضعیت اضطراری در پرواز، اگر قرار باشد از ماسک اکسیژن استفاده کنید، مطمئناً منطق حکم می کند برای فرد کناری خود فداکاری نکنید و ماسک را برای خودتان استفاده کنید، این خودخواهی نیست بلکه رهایی از مرگ است.

شاید خیلی افراد را دیده اید که دائماً در حال کمک به دیگران هستند، بطور مثال، وظایف همسر، فرزند، همکار و ... را به تنهایی انجام می دهند، با نگاهی به آنها می بینید که دیگر حتّی لحظه ای برای فکر کردن به علائق شخصی خود ندارند و انرژی خود را تماماً در اختیار دیگران قرار داده اند.

از همین امروز تصمیم بگیرید محدودیت های شاد بودن خود را بردارید و به سلامت روحی خود بیشتر اهمیّت دهید، بعد از شام پیاده روی کنید، صبح قبل از کار به ورزشهایی همچون شنا بپردازید، در واقع دست به کارهای جدیدی بزنید تا نیروی تحلیلی خود را دوباره باز یابید. به این فکر کنید که خود نوعی شما قوی ترین فرد برای کمک به این وضعیت نابسامانتان است.

2- امروز را از دست ندهید و از همین لحظه ی حال لذّت ببرید.

کودکی خود را بیاد آورید، وقتی والدینتان شما را به پارک می بردند، راحت گوشه ای می نشستند و شما با خیال راحت با بچّه های دیگر بازی می کردید و چه صبورانه شما را نگاه می کردند، امّا امروزه اگر وقت کنید و کودک خود را به پارک ببرید، تمام مدّت این جمله از دهانتان شنیده می شود، "زودباشید، بازی بس است، دیر شد!" سعی کنید با آنها هم بازی شوید، با این کار لحظات خوش کودکی دوباره در ذهنتان پدیدار می شود و ناخودآگاه از این حالات لذّت می برید.

3- درد خود را بشناسید!

هر چیزی در این دنیا دارای انرژی محدود است، از وسایل مصنوعی همچون تلفن گرفته باید شارژ شوند چه برسد به شما که انسانید، سعی کنید وقتی برای تنهایی خود قائل شوید، در این لحظات تمامی خاطرات بد و انرژی منفی را از خود دور کنید، لطفاً بهانه تراشی نکنید، مشغولیتهایی چون کار، بچّه داری و ... همگی بهانه است، این کار تنها فرصتی کمی از وقت شما را می گیرد. برای این تخلیه انرژی منفی و بازیافت سلامت روحی، حتماً لازم نیست در جزیره ای زیر یک درخت نخل بخوابید! در هر جایی کافیست لحظاتی چشمان خود را بسته و تنها باشید.

با شناخت روحیّات خود، سعی کنید بفهمید چه کاری بیشتر شما را خوشحال می کند، شنا، پیاده روی، کافی شاپ، صرف یک قهوه در خانه یا محیط کار، کمک به دیگران، صحبت با همکار، دوست، همسر.... با این کار می بینید که برای اینکه شاد باشید، حتماً لازم نیست دست به کارهای خارق العاده ای بزنید.

4- درگیریها خیلی هم بد نیستند!

در حین سختیهاست که هر آدمی پخته می شود، برای مثال برای شروع و اتمام یک پروژه ی کاری، با همفکری و گذراندن موانع حین کار با کمک همکاران، لذّت پیروزی و موفقیّت را تجربه می کنید. وقتی چیزی وفق مراد شما نباشد، مجبورید برای نیل به آن هدف چه کاری و چه در زندگی، نقاط مشترک روحیّات خود را با آن مشکل سازگار کنید، این خود یک موفقیّت است.

در مسائل زناشویی به جای دعوا و درگیری، از طرف مقابل بخواهید برای یکدیگر زمانی را گذاشته تا با خونسردی مشکلات را باز کرده و بدون اینکه به جسم و روح همدیگر لطمه ای وارد کنید، راه حلّی اساسی بیابید.

همواره با دوستان و افراد در ارتباط باشید، مطالعات حاکی از آن است که تنها راه حلّ مشکلات روابط اجتماعی، افزایش این روابط است چه کاری و چه خانوادگی، مسلماً در این روابط همیشه ناسازگاری هایی هم وجود دارد که با روش قبل سعی کنید با صحبت و معاشرت بیشتر بر این درگیری ها پیروز شوید. فراموش نکنید مشکلات بخشی از زندگی شماست.

گزیده ای کوتاه از کتاب مردان مریخی زنان ونوسی

فرض کنید مردها از سیاره مریخ آمده اند و زنها از سیاره ونوس . مریخی ها پشت تلسکوپ های خود بودند که ونوسیها را دیدند و از آنها خوششان آمد . و با سفینه های خود به سوی آنها رفتند . ونوسیها هم با آغوش باز از آنها استقبال کردند .

سپس با هم به زمین می آیند . مدتی همه چیز خوب بود اما کم کم هوای زمین روی آنها اثر کرد و یک روز صبح وقتی بیدار شدند هم مریخی ها و هم ونوسی ها دیگر فراموش کرده بودن که از کجا آمده اند و از آن روز اختلافات آنها با هم شروع شد .

ادامه مطلب ...

زود انزالی- نوعی ناتوانی های جنسی مردان


زود انزالی- نوعی ناتوانی های جنسی مردان

ناتوانی در رسیدن به نعوظ یا حفظ آن، اصطلاحاً ناتوانی جنسی نامیده می‌شود. اغلب می‌توان این بیماری را با موفقیت به وسیله دارو درمان کرد. درمان‌هایی که بیشترین تأثیر را دارند آنهایی هستند که در همان زمانی که به نعوظ نیاز اسـت به مصـرف می‌شـوند. بـرای مثـال سیلـدنافیـل (ویاگرا) از جمله این داروهاست که یک داروی خوراکی است. انواع دیگر داروها یا توسط خود فرد مستقیماً به داخل آلت تزریق می‌شوند یا آنکه به صورت ژل‌هایی هستند که می‌توان آنها را داخل پیشابراه وارد کرد. از آنجایی که تأثیر این داروها به خاطر اثر بر رگ‌های خونی است در صورت ابتلا به مشکلات قلبی ـ عروقی ممکن است داروهای مناسبی نباشند. در صورتی که امکان استفاده از این داروها وجود ندارد، وسایل کمکی فیزیکی می‌توانند مفید واقع شوند. این وسایل دارای یک بخش ایجادکننده خلأ هستند که قبل از شروع مقاربت، روی آلت قرار داده می‌شود تا باعث افزایش جریان خون به داخل آلت شود سپس با بستن یک بند محکم به دور ریشه آلت، نعوظ ایجاد شده حفظ می‌شود. روش دیگر این است که وسایل کاشتنی انعطاف پذیری را از طریق جراحی درون آلـت قـرار مـی‌دهنـد کـه نعـوظ را امـکان پذیر شود. ) .


ادامه مطلب ...

چگونه پیشنهاد ازدواج دهیم؟


پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبتبـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:

1- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنوسید؟

5- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی "بله" خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

8- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

9- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

10- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید.او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: "بله-خیـر" و یــا "شاید". شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی "نه"بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.

اهمیت دو سال اول زندگی مشترک

بررسی های انجام شده نشان می دهد بطور متوسط، زوجهایی که قبل از 18 سالگی ازدواج میکنند طی دوسال اول ازدواج از یکدیگرجدا میشوند. از طرفی دیگر زندگی مشترک زوجهای بزرگسال به طور متوسط طی هفت سال اول به طلاق می انجامد.
تحقیقات جدید نشان میدهد که نتیجه دراز مدت یک زندگی مشترک بین بزرگسالان را میتوان بر اساس اینکه این زوج در 2 سال اول زناشویی خود تا چه حد خوب عمل کرده و رابطه آنان تا چه حد دستخوش تغییر شده است، پیش بینی نمود.

در واقع پیش درآمد یک طلاق زودرس از همان روزهای اول و اظهار علاقه طرفین، در رابطه وجود دارد ولی در اکثر موارد همسران نشانه ها را نادیده میگیرند و با علاقه تمام امیدوارند که پیمان و عهد زناشویی هرگونه مشکلی را از راه آنان برخواهد داشت. غافل از اینکه "عشق افسانه ای" و اشتیاق طوفانی دوران آشنایی همیشه به معنای پایدار بودن زندگی مشترک نیست؛ اینها میتوانند نشانه شکست نهایی این ازدواج باشند.

هنگامی که من تازه کار خود را در مرکز بهداشت روانی آغاز کرده بودم، وارد اتاق یکی از خانمهای همکارم شدم و متوجه شدم که او به دسته ای گل سرخ زیبا خیره شده و در عالم رویا غرق شده است.

- پرسیدم چه کسی این گلهای زیبا را فرستاده؟
- او بدون اینکه از عالم خیال پردازی خود خارج شود گفت: "شوهرم؛ این هفتمین بار است".
- من ذوق زده گفتم: "به به، خیلی ها بعد از هفت سال دنبال جدایی هستند و تو هفت شاخه گل سرخ هدیه گرفتی، هفتمین سالگرد عروسیت مبارک."
- او برای اولین بار در طی این گفتگو به من نگاه کرد و گفت: "ما هفت ماه پیش ازدواج کردیم و او هرماه در این روز برایم گل میفرستد."

خوب، همانطور که میتوانید حدس بزنید آنها قبل از پایان سال دوم از یکدیگر جدا شدند، حدود یک ماه بعد دوباره به هم پیوستند و باز هم جدا شدند. این بازگشت و جدایی چند مرتبه تکرار شد تا اینکه این زوج قبل از چهارمین سال ازدواج خود رسما از یکدیگر طلاق گرفتند.

متاسفانه بعضی از همسران معیارهای رابطه خود را در سطح بسیار بالایی قرار میدهند، تا حدی که این اوج رابطه به نظر ساختگی میرسد. هرچند آنها نمیتوانند برای مدتی طولانی این معیار بالا را در عملکرد و اشتیاق خود نسبت به یکدیگر حفظ کنند، اما توقعات آنها از یکدیگر همچنان در سطحی غیر واقعی قرار دارد. این همسران برای برآورده کردن این توقعات کوشش میکنند اما در نهایت خسته، عصبی و نسبت به یکدیگر بی علاقه میشوند. در این مرحله، طلاق تنها راه حل ممکن به نظر میرسد.

در جامعه ما هنوز ازدواجهای زیادی به صورت سنتی و همراه با مراسم خواستگاری انجام میگیرد که بدون آشنایی قبلی دختر و پسر و تدارک دیده شده توسط خانواده هاست. هرچند به عقیده بسیاری از از افراد به خصوص ساکنان کشورهای اروپایی و آمریکا عجیب به نظر میرسد، اما چنین ازدواجهایی معمولا پایدار هستند.

یک مردم شناس فرهنگی با مثال جذابی ازدواجهای غربی و شرقی را مقایسه نموده است. به گفته او ازدواج مانند یک کتری آب است، زوجهای غربی زمانی ازدواج میکنند که کتری داغ شده و آب آن به جوش آمده است، پس از ازدواج آتش خاموش شده و این کتری به سرعت سرد میشود.

اما در شرق، زن و مرد پس از ازدواج هیزم جمع میکنند، آتش را روشن کرده و کتری را کم کم گرم میکنند. هنگامی که کتری به جوش میاید و سپس رو به سردی میرود، زندگی نیز به آخر رسیده است.

نتایج یک تحقیق
تد هاستون (Ted Huston) روانشناس، زوجهایی را از روز ازدواج تا 13 سال بعد مورد مطالعه قرار داده است. تعدادی از یافته های با ارزش هاستون را در زیر میبینید:

1. عده بسیاری از تازه عروس و دامادها فاصله زیادی از عبارت خوشبینانه : "عشاق سعادتمند" دارند.

2. زوجهایی که ازدواجشان با سعادتی همه جانبه و رومانتیک آغاز شده است، مستعد طلاق زودهنگام هستند زیرا ادامه چنین روند شدیدی بسیار مشکل است. ازدواجهایی که با "عشقهای سینمایی" آغاز شوند، آینده مشکوکی دارند.

3. احتمال موفقیت و آینده روشن در ازدواجهایی که کمتر به عشقهای سینمایی شباهت دارند، بیشتر است.

4. زن و شوهرهایی که زندگی زناشویی کم زرق و برقی دارند نیز رابطه ای طولانی و ماندگار دارند زیرا در زدگی آنها هیچ چیز "عظیمی" مانند عشق بی پایان، اشتیاق فراوان، انتظارات بزرگ و رویاهای دور و دراز وجود ندارد تا به مرور زمان تحلیل رفته و دو طرف را دلسرد کند.

5. آنچه یک زوج را به سوی طلاق سوق میدهد مشاجره و کشمکش نیست، بلکه از میان رفتن عشق و عاطفه است.

همسرانی که در مدت دو سال اول زندگی مشترک، به تدریج از میزان محبتشان کاسته شده و احساسات منفی و منتقدانه آنها افزایش میابد، رو به جدایی میروند. زندگیهای مشترکی که زمان بیشتری دوام میابند آنهایی هستند که همسران نسبت به یکدیگر احساسات منفی کمتری داشته، نظر مثبتی به وجود یکدیگر دارند و از عشقی پابرجا برخوردارند.

عشاق در دوران اولیه آشنایی همواره در بهترین شکل ظاهری و باطنی خود ظاهر میشوند. پس از پیمان ازدواج، این وجود بی نقص محو شده و خصوصیات واقعی شخصیتشان بروز میکند. سرخوردگی ناشی از این دوگانگی میتواند به سرعت به جدایی منتهی شود. یک زوج برای حفظ یک زندگی مشترک باید بدانند که از ظاهر هر چیز قضاوت نکنند. یک رابطه مداوم با احساساتی پایدار و مقدار کافی اغماض و بردباری در هر دو طرف میتواند تا مدتهای مدید ادامه یابد.

نوشته دکتر ویجی شارما Vijai P. Sharma, Ph.D
www.mindpub.com

چه جوری به آخر خط نرسیم؟؟(کابوس طلاق)

طلاق 100% قابل پیش گیری نیست، اما راه هایی وجود دارد که می‌توان با بکارگیری آن از سناریوی کابوس گونه طلاق اجتناب کرد. اگر شما آماده طلاق هستید دلسرد نباشید، خوشحال باشید که شما تجربه کافی دارید برای ایجاد یک رابطه عالی. برای افزایش شانس یک ازدواج موفق، می‌توانید از این رهنمودها پیروی کنید.

1.فرصتی را برای شناخت روحیات یکدیگر فراهم کنید.

محققان می‌گویند: اگر ارتباط یک زوج به طور میانگین در حدود 2 سال و 4 ماه باشد احتمال طلاق کمتر خواهد بود. زن و شوهرهایی که عجولانه ازدواج می‌کنند و یا زوج هایی که زمان آشنایی طولانی تری دارند، احتمال جدایی در آنها بیشتر است.

2.منتظر باشید که کمی بزرگتر شوید برای ازدواج.

آمار نشان می‌دهد که اگر ازدواج بعد از 25 سالگی اتفاق بیفتد، این ازدواج شانس بهتری خواهد داشت.

3.درباره مسائل مهم قبل از ازدواج صحبت کنید.

هر دوی شما چند فرزند می‌خواهید؟ این مهم است که تمام این سؤال ها قبل از ماه عسل مشخص شود. آموزش قبل از ازدواج و یا مشاوره می‌تواند در این موضوع به شما کمک کند. مطالعات نشان می‌دهد زوج هایی که این عمل را انجام داده اند رضایت خاطر بیشتری از ازدواجشان دارند و نسبت به همسرشان تعهدات بیشتری دارند.

4.شما می‌توانید بحث کنید، اما اجازه ندهید که به جنگ جهانی سوم تبدیل شود.

بحث کردن قسمت طبیعی یک رابطه است و از طلاق پیشگیری می‌کند. محققان می‌گویند با دیدن نحوه بحث کردن یک زوج می‌توان طلاق را پیش بینی کرد. آنها بر طبق عکس العمل های منفی و مثبت زوجین، این را پیش بینی می‌کنند. مواردی که در هنگام بحث کردن باید از آنها اجتناب کرد: انتقاد، تحقیر، حالت دفاعی و کارشکنی. بیاموزید که در هنگام مباحثه های داغ برای ایجاد لحن مناسب از شوخ طبعی و واژه های محبت آمیز استفاده کنید.

5. زمانتان را با هم پر کنید.

هر دوی شما نیاز دارید که منافع فردیتان را داشته باشید، اما اگر مرد هر شنبه به زمین فوتبال رود و زن هم جمعه ها به استخر رود و هر کدام زندگی خود را تفکیک کنند و جدا از هم رشد کنند، آنها در حال طی کردن پله های نزدیک شدن به طلاق خواهند بود. بیاموزید که با یکدیگر مرتبط باشید، با داشتن فعالیت ها و سرگرمی های مشترک از کنار هم بودن لذت ببرید. راه های بسیار عالی برای نزدیکی بیشتر شما وجود دارد مثل بازی کردن، قدم زدن عاشقانه در پارک و در کنار هم استراحت کردن...

6.در کارهای روزانه شریک هم باشید.

اگر یکی از زوجین اکثر کارهای خانه را انجام دهد و دیگری با شلوار راحتی روزنامه بخواند این نسخه ای دیگر از طلاق است.

7.مؤدب بودن با یکدیگر همچون غریبه ها.

در بعضی موارد ما با یکدیگر بدون کمترین احترام رفتار می‌کنیم بدون اینکه بدانیم که چقدر این رفتار می‌تواند خطر ساز باشد، حتی بعضی اوقات با اطرافیان هم همین گونه رفتار می‌کنیم. از خودمان بپرسیم آیا این رفتاری که با همسر، دوستان، آشنایان، همکاران حتی غریبه ها دارم، می‌پسندم که با من داشته باشند؟
با یکدیگر به گونه ای احترام آمیز صحبت بگویید، تعارفات و لطفاً و متشکرم را بیشتر از کلمات آزاردهنده بکار ببرید.

8.مشکل دارید؟ کمک بگیرید.

آیا شما از افسردگی رنج می‌برید؟ آیا یکی از شما فریب خورده اید؟ اگر نشانی‌هایی از مشکلات در بین شما وجود دارد ریسک طلاق در بین شما بالا رفته است. برای حل این مشکلات، تا وقتی که دیر نشده، به مشاوره روید و یا از وسیله دیگری استفاده کنید، فقط در صدد حل آن باشید.

9.با کسی ازدواج کنید که در صدد ازدواج است.

به نظر واضح و آشکار است اما واقعاً این طور نیست، بسیاری از مردم این را نادیده می‌گیرند اما قبل از ازدواج اتمام حجت کنید نه چاپلوسی و نه خواهش.

10. بعد از ازدواج هیچ چیز تغییر نمی‌کند. 
اگر شما فکر می‌کنید که بعد از انگشتر دست کردن همه چیز آنطور خواهد شد که شما می‌خواهید، سخت در اشتباه هستید. شما نمی توانید کسی را تغییر دهید، پس کسی را انتخاب کنید که آن چیزی را بخواهد که شما می‌خواهید.