از راز ارتباط غیر
کلامی چه می دانید؟ چنانچه بسیاری از شما خوانندگان عزیز اطلاع دارید در
یک ارتباط متقابل بیش از مهارت های کلامی ، زبان بدن و حرکات و ارتباطات
غیر کلامی است که می تواند نوع رابطه را تحت تاثیر خود قرار دهد.
در این میان چشم ها نقش بسزایی را ایفا می کنند و می توانند پیام رسانی قوی را داشته باشند. البته در بحث از حرکات و زبان بدن همیشه نمی توان به مطلق بودن و قطعیت رسید و بهتر است برای تصمیم گیری از مجموعه عوامل دیگری نیز کمک گرفت اما این حرکات راهنمای خوبی برای مخاطب هستند.
سطح چشمها:
در یک گروه، معمولا فردی که سطح دید چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب می گردد. هنگامی که شما ایستاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار می دهد.
مالش چشم:
زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهد نشانگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد می خواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. این حرکت غیر ارادی یک افشاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.
هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”چشم برگرداندن:
این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.
چشمان بسته:
هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیام چنین است: “به حرف زدن خود خاتمه بده.”
حرکت چشم به سمت بالا:
این نشانه غضب و عصبانیت است.
نگاه مختصر به اطراف:
این ژستی خجالت گونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره می شود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشاره بر کمرویی بی باکانه دارد.
نگاه ممتد:
این بی تردید یک نشانه تمایل به آشنایی بیشتر است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند می گوید: “مایلم با شما بیشتر آشنا شوم”.
پوشاندن صورت:
زمانی که دست بر روی صورت می آید مفهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و متجاوز فاصله می اندازد.
نگاه خیره شدید:
این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.
بالا انداختن همزمان دو ابرو:
در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.
بالا انداختن یک ابرو:
زمانی که یک ابرو بالا انداخته می شود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.
ابروهای گره خورده:
زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شود که دلالت بر اضطراب، درد، ترس و یا آمیزه ای از این هیجانات دارد.
متخصصین می گویند میل جنسی مردها بیشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است.
مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی تر از زنان است؟
بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.
باور عمومی این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.
دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".
در زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته باشند.
1. مردها بیشتر به سکس فکر می کنند.
دکتر لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز به سکس فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه درمورد سکس فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.
در یک تحقیق بسیار جامع که در آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و متفاوت تری دارند.
2. مردها حریصانه تر دنبال سکس هستند.
باومایستر گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال از آن، مردها بیشتر از زن ها سکس می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز در کلیه مراحل رابطه سکس می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی طلب می کنند و علاقه بیشتری به سکس های اتفاقی دارند.
حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال سکس هستند.
· دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40 درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم بین خانم ها کمتر از آقایون است.
· فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن سکس است نه برعکس آن.
· زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.
3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.
چه چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.
نتایج آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند که با تصاویر مربوط به سکس مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش دادند که تصاویر مربوط به سکس مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط به سکس مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری نتایج یکسانی را برای هر سه نوع سکس (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.
مایکل بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند سکس داشته باشند یا عاشق چه کسی می شوند بسیار سخت و صریح هستند.
اما در مقابل خانم ها به خاطر میل جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند اما ظرفیت آن را دارند.
ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است. باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از سکسی که اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن سکس با جنس مخالف خود. همچنین خانم ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می دانند.
4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.
باومایستر در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده است.
· گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.
· خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به سکس دارند. اما در میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.
· خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد سکس تحت تاثیر همسالان خود هستند.
· خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.
· خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد سکس قبل از ازدواج دارند.
اما چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟ برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به انتظارات جنسی متفاوت تر مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.
لومان می گوید مردها هرکاری می کنند تا سکس داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.
5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.
خانم ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند. استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.
دکتر پِرِل اضافه می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون سکس برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."
این به آن معنا نیست که مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش سکس را متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد سکس داشته باشند اما برای آقایون سکس همان رابطه و نزدیکی است. سکس زبانی است که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می کنند. سکس زبان صمیمیت مردهاست."
6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.
بااینکه محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها 10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.
این یک تفاوت دیگر بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول سکس ارگاسم می شوند. درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان برای خانم ها 26 درصد است.
7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.
ازآنجاکه تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است، جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود. مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان موثر نیست.
تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد که درموردها بسیار مهمتر از خانم هاست.
یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر. پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین آن.
منبع: مردمان
لبخند به مشکلات، راه شاد زیستن
جام جم آنلاین: صاحبنظران براین باورند که انسان قدرت آن را دارد که
نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده تبدیل کند به شرطی
که به زندگی و شگفتی های آن «بله» بگوید. به عقیده آنها، با خندیدن به
مشکلات به راحتی می توان با آنان مقابله کرد و این راهی برای رسیدن به
آرامش و شاد زیستن است.
از این رو اگر بکوشیم کلماتی از قبیل بله، امکان دارد، همیشه، امیدوارم و
بالاخره «من می توانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم
آنگاه شاهد تجلی شادی ها خواهیم بود.
تعریف جامع و مورد تأیید اکثر روانشناسان از شادی این است که فرد بتواند در جامعه دیگران را دوست بدارد و به آنها عشق بورزد.
خوشبختانه انسان ها این قدرت را دارند که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار بگیرند و آنها را برای خود خلق کنند ، فقط کافی است تصمیم به تغییر بگیرند.
بنابراین اگر تصمیم بگیریم که از امروز و همین ان ،هر لحظه با عشق زندگی کنیم، معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.
چنانچه شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین اهداف ما در زندگی باشد و برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم و لازمه این امر ، جستجوی زیبایی ها و خوبی ها است.
از این رو باید باور کرد که جهان بازتاب و عکس العمل رفتار خود ماست پس بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم.
دکتر «عباس خورشیدی» استاد دانشگاه بر این اعتقاد است که باید در زندگی دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی ، تمرکز ذهن بر لحظه حال است.
وی در گفت وگو با گروه گزارش ایرنا تاکید کرد که لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم بنابراین لحظه ها ، بهترین فرصت برای شادی است.
«خسرو امیر حسینی» نیز در کتاب «مهارت های شاد زیستن» در این مورد می نویسد : شادی به معنای احساس خوشبختی پایدار در زندگی شخصی، مفید بودن برای خود و جامعه ، تحقق آرزو و رفع نیازهای عمومی است.
وی تاکید کرد : هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست بنابراین اگر از موفقیت دیگران شاد شویم، از موفقیت خود بیشتر لذت خواهیم برد.
بی تردید انسان محور و اساس زندگی است و با برخورداری از امتیاز خلیفه الهی، شان و منزلت معنوی ویژه ای دارد. به دلیل همین امتیازات نسبت به سایر جانداران از برتری خاص و توانایی های غیر قابل وصفی برخوردار است که برخی از آنها ذاتی و تعدادی نیز اکتسابی هستند.
از این رو کارشناسان معتقدند که انسان با شکوفایی استعدادهای بالقوه خود و جهت دهی مناسب به آنها، می تواند به سرمایه ای بی بدیل تبدیل شود و زندگی پر رونق، باامید، با نشاط، پویا و توام با سازندگی را برای خود و دیگران به وجود آورد.
«مریم نصیری» از کارشناسان علم روانشناسی در مورد راه های شاد زیستن گفت : همه باید به آینده امیدوار باشیم و از گذشته درس بگیریم و در این راه ، احترام به دیگران را برای خود جلب کنیم در ضمن به یاد داشته باشید که افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود کنند.
وی در گفت وگو با گروه گزازش ایرنا یاداور شد : نباید بگذاریم دیگران ما را اسیر خواسته های خود کنند. با ترس مقابله کنیم و قوی باشیم . قدر و ارزش خود را بشناسیم و از افراد منفی فاصله بگیریم .
توصیه های رواشناسانه برای شاد زیستن زیاد است و یکی از مهمترین این توصیه ها ان است که همواره فرد باید در زندگی روزنه ای برای انرژی خلاق خود پیدا کند و زمانی را برای انجام فعالیت های خلاق اختصاص دهد و در این مسیر باید روش های تمرکز فکری را تمرین کند و حتی گاهی لازم است با صدای بلند به مسایل زندگی خندید و چه بسا باید فعالیت هایی را که لازم نیستند و از آنها لذت نمی بریم را حذف کنیم .
«سوزان الدریج» در مقاله «هنر شاد زیستن» در مورد این که شادترین مردم دنیا چه کسانی هستند ، نوشته است: تصاویری که از مغز افراد مختلف تهیه شده بیانگر آن است که افراد مذهبی و کسانی که برای مدتی طولانی مراقبه و از گناه کناره گیری می کنند، شادترین انسان های دنیا هستند.
مطالعه ای دیگر نشان می دهد که زنان خدمتکار فیلیپینی شاغل در هنگ کنگ، با وجود دوری از خانواده و کار سنگین در شرایط نامناسب و کسب درآمد ناچیز، سرزنده ترین مردم دنیا هستند. پیوند میان زنان فیلیپینی و احساسی که آن ها از کسب درآمد و فرستادن آن به خانه و خانواده خود تجربه می کنند، ممکن است احساس رضایت شان را برانگیزد.
این محقق در مورد عوامل اصلی شادی نوشت : براساس یافته های حاصل از پژوهش های اجتماعی فراگیر در آمریکا (US General Social Survey) عوامل اصلی شادی به ترتیب اهمیت روابط خانوادگی، مسایل مالی، کار، روابط اجتماعی و سلامت جسمانی است. در کنار این عوامل می توان به ارزش های شخصی و آزادی نیز اشاره کرد.
از این رو احساس شادمانی حاصل عوامل جسمانی، روابط با دیگران و فراگیری شیوه های مثبت سازماندهی افکار است و در عین حال شاد بودن مستلزم ورزش کردن و توجه به رژیم غذایی، اهمیت دادن به روابط عاطفی و داشتن صبر و حوصله است پس باید به زندگی لبخند زد و در این راه بهتر است وقایع خوب را در دفترچه ای یادداشت کنیم و به خاطرانها خدا را شکرکنیم ، اگر چنین کنیم، آسایش و خوشبختی را درخواهیم یافت.
در حال حاضر روانشناسان سه عامل را برای شادمانی شناسایی کرده اند و آن عوامل عبارتند از لذت بردن از زندگی، به کارگیری توانایی های فردی به طور بی وقفه و درک آنچه برتر از ماست.
در همین راستا مطالعات نشان می دهد که مردم مذهبی شادتر هستند و بهتر با بحران ها مقابله می کنند.
«دکتر مایرز» استاد روان شناسی کالج هوپ در میشیگان در این مورد گفته است : برای انسان های زیادی ، ایمان یک حامی، یک حس، معنای زندگی، احساس تایید تا سرحد نهایی، دلیلی برای تمرکز ماورای خود و یک چشم انداز بدون زمان به غم ها و درس های زندگی است بنابراین یک معنویت قوی همیشه سودمندی های زیادی برای فرد به ارمغان می آورد.
از این رو راز شاد زیستن، انجام دادن آنچه دوست داریم نیست بلکه دوست داشتن آن چیزی است که انجام می دهیم.
پس بیاییم باور کنیم که فکر کردن غیر از غصه خوردن است ، هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع آن با استفاده از فراموشی پیشقدم شویم و بالاخره ورزش کنیم تا با نشاط باشیم و همیشه نکات مثبت را بیشتر از منفی ببینیم.
از همه مهتر، گذشته هرگز مساوی آینده نیست بنابراین می توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده است و خوشبختی از فردا شروع می شود زیرا فردا روز دیگری است.
رضایتمندی زنانشویی را نمیتوان صرفا بر اساس فشارهای روانی بیرونی تعیین کرد زیرا تمامی ازدواجها دست کم یا چند فشار روانی مواجه هستند.
گوتمن و سایر محققان به کار خود به دید یک بهداشت عمومی می نگرند. حد متوسط زوج هایی که در جستجوی کمکی هستند6 سال درگیر مشکل بوده اند که این زمان خود به اندازه کافی طولانی است و موجب ایجاد لطمه های جدیدتری به روابط زناشویی شان می شود. گوتمن می گوید که این تأخیر، تأخیر در حل مشکل، به همان اندازه خطرناک است که به تعویق انداختن قسمت ماموگرافی برای بیماران مبتلا به سرطان سینه. بالاترین آمار طلاق در دنیای صنعتی امروز مربوط به ایالات متحده است.
مطالعات نشان داده است که ارتباطی مستقیم بین ازدواج و رفاه و خوشگذرانی وجود دارد. انسان هایی که ازدواجی موفق دارند سالم ترند و حتی سیستم ایمنی بدن آنها از آن دسته افرادی که یا ازدواج ناموفق داشته اند و یا از یکدیگر جدا شده اند بهتر کار می کند. البته لازم به ذکر است که فرزندان هم در این میان رنج می برند. اگر والدینشان از هم جدا شوند، احتمال اینکه آنها دچار مشکلات روحی- روانی یا افت شدید تحصیلی شوند بسیار زیاد است. اما لزوماً رفتن به مراکز مشاوره ازدواج کمکی نمی کند.
گوتمن می گوید: «با درمان مشکلی حل نمی شود زیرا بر پایه دانش تجربی استواری بنا نشده است. بدین معنا که علم به زوجین نمی گوید که چه کنند تا روابطی مستحکم و شاداب داشته باشند.
نظرسنجی ای که در سال 1955 انجام شد نشان داد که بسیاری از افراد ازدواج- درمانی را پایان نیازهای مختلف روان درمانی قرار داده اند. روزنامه ها اینچنین می نویسند که قسمتی از مشکل در اینجاست که «هرکس از راه می رسد خود را صاحب نظر و مشاور ازدواج می داند.»
حتی درمانگرهایی که دارای صلاحیت لازم می باشند ممکن است از راههایی استفاده کنند که هیچ پایه و اساس تحقیقاتی ندارد. مطالعات متعدد اخیر نشان داده است که روش های درمانی رایج از مزایای کمتری برخوردار است.
یک مثال: فرآیند این کار «شنیدن فعال» نام دارد. این روش را در اصل روان درمانانی استفاده می کردند که بتوانند عیناً شکایات بیماران را خلاصه برداری کرده و به همان طریقی که بیماران آن را احساس می کنند ثابت کنند. «دارم گوش می کنم که پدرت همیشه خواهرت را بیشتر از تو دوست داشت و تو به خاطر این تبعیض لطمه خوردی.»
گوتمن می گوید: «در سال های اخیر، این تکنیک به طور غیرمؤثری به درمان روابط زناشویی کمک کرده است. حتی برای روان درمانان برجسته و زبده نیز مشکل به نظر می رسید که در حین دعوا خود را کنار کشیده و بگویند: «خب، حالا می فهمم که تو فکر می کنی من یک آدم تنبل و چاقم که خاصیتی هم نداره.»
گوتمن به این نتیجه پی برد که زوج های خوشبخت در طول بحث و مشاجره به گونه ای متفاوت با یکدیگر برخورد می کنند. آنان مرتباً سعی می کنند برای جلوگیری از ایجاد نگرش منفی نسبت به هم اقداماتی انجام دهند تا بتوانند هنگام جر و بحث خود را کنترل کنند. گوتمن در کتابش به زوجی اشاره می کند که درباره این که چه ماشینی بخرند با هم بگومگو می کردند. زن، وانت کوچک را دوست می داشت در حالی که مرد جیپ را ترجیح می داد. وسط این داد و قال ناگهان زن دستش را روی کمرش می گذارد و با زبان خود شکلک در می آورد، درست مثل پسر4 ساله اش. یکدفعه آن دو با هم می خندند و دعوا فیصله می یابد. خانواده های موفق و خوشبخت اغلب کانونی ایجاد می کنند که گوتمن آن را «کانون استوار خانواده» می نامد و این به واسطه همکاری هر دو زوج با یکدیگر و قدردانی از کارهای هم می باشد. آنها یاد می گیرند که با دو نوع مشکل روبرو شوند که جزء لاینفک زندگی مشترک است:
1 - نزاع های قابل حل و 2 - مشکلاتی که اگر به طور منطقی با آنها برخوردار نشود منجربه ایجاد اختلالات احساسی می شود. گوتمن می گوید 69 درصد از کشمکش های روابط زناشویی مربوط به تقسیم بندی آخر است. زوجین موفق به گونه ای با این مشکلات روبرو می شوند که بنیان ازدواجشان را هر روز بیشتر از روز قبل مستحکم تر می کند. زوجی که گوتمن روی آنان مطالعه می کرد مدام راجع به نحوه خانه داری با هم مشاجره می کردند. مرد از همسرش می خواست که پاکیزگی را رعایت کند و جداً نمی توانست این مورد را نادیده بگیرد. بعد از سالیان سال، تصمیم گرفتند تا با اخلاق ها و سلایق متفاوت یکدیگر سازگاری پیدا کنند و مهمتر این که به این مسئله پی بردند که ارزش دلبستگی که به همدیگر دارند خیلی بیشتر از آن است که به خاطر مسائلی بی اهمیت آن را نادیده بگیرند.
همان طور که روان شناسان اطلاعات زیادی راجع به ازدواج و پیوند زناشویی فرا می گیرند، یک سری راه های جدیدی نیز برای درمان مشکلات به وجود آمده پیشنهاد می کنند. فیلیپ کوان و قارولن پاپ کوان، زن و شوهری که مدت 41 سال است ازدواج کرده اند و با هم در دانشگاه کالیفرنیا کار می کنند، یکی از حساس ترین مراحل ازدواج خود را تجربه و بررسی می کنند: «تولد اولین فرزند».
محققان می گویند دو سوم از زوج ها افت شدید احساسی و خشنودی آنی را با تولد اولین نوزاد در روابطشان تجربه کرده اند. پاپ کوان می گوید: «اگر بخواهیم سعی کنیم آرزوهایی را که دو نفر برای رسیدن و داشتن یک زندگی کامل در سر می پرورانند از آنها بگیریم و در عوض آرزوی آن دو را به یکی تبدیل کنیم کاری بس عبث انجام داده ایم.» زوج های خوشبخت آنهایی هستند که همسرانشان را به دید شریکی می نگرند که در کارهای خانه و وظایف مراقبت از بچه به او کمک می کنند. آقا و خانم کوان می گویند: «یک راه برای کمک کردن به زوجین که می خواهند پا را فراتر گذاشته و مسئولیت بچه داری را هم به عهده بگیرند این است که جلسات گروهی منظمی را با سایر خانواده های جوان تشکیل دهند تا به واسطه آن نوعی حمایت به وجود آید، حمایتی که افراد اغلب عادت داشتند آن را در کانون خانواده و اجتماع جستجو کنند.»
دو محقق دیگر به نام های نیل جکسون، استاد دانشگاه واشنگتن و آندرو کریستین، مدرس دانشگاه UCLA، بعد از مطالعه رفتار متقابل زوجینی که با هم درگیری داشتند راهی را ابداع کردند که «اعتقاد درمانی» نام دارد. هدف این درمان این است که به مردم کمک کنند تا بتوانند با معیارهای شخصیت تغییرناپذیر همسرانشان یک عمر زندگی کنند. جکسون می گوید: «لازم نیست انسان ها فقط به خاطر نقاط اشتراکشان همدیگر را دوست بدارند. بلکه می توانند به خاطر چیزهایی که باعث می شود آنها مکمل یکدیگر باشند به هم احترام بگذارند.» وقتی به دو نمونه آزمایشگاهی از تحقیقاتمان که حاکی از رد نظریه رفتار درمانی بود نظر می افکنیم تنها نتیجه ای که مکرراً به آن دست یافتیم این بود که زن و شوهرها نمی توانستند تفاوت های خودشان را بپذیرند.
علی رغم تمام این پیشرفت ها در درمان مشکلات موجود در روابط زناشویی، محققان هنوز بر این باورند که نمی توانند همه ازدواج ها را از خطر جدایی و طلاق نجات دهند و در واقع برای تعدادی از این زوجین هم نباید چنین کاری انجام داد. گوتمن می گوید: «مثلاً سخت است که رفتارهای ناشی از خشونت های جسمی را تغییر دهیم و در مواردی هم هست که تفاوت های زن و مرد آنقدر عمیق و ریشه دار می شود که حتی بهترین درمان ها هم کارساز نخواهند بود. گوتمن می گوید: «یک راه سریع برای این که بفهمیم آیا زن یا مرد هنوز شانسی برای ادامه زندگی مشترکشان دارند یا خیر این است که ببینیم چه چیز باعث آشنایی و ایجاد علاقه در این دو شده است؟ یا به اصطلاح چه چیز در ابتدا آن دو را مجذوب هم کرده است؟ اگر زوجین بتوانند آن دقایق جادویی اولیه را به یاد آورند و در حالی که مشغول تعریف کردن آن وقایع هستند لبخندی بر لبانشان نقش ببندد باید گفت که هنوز جای امیدی باقی است.»
گوتمن خاطر نشان می کند که: «در اینجاست که می توانم بقایای خاکستر آن عشق فراموش شده را دوباره از نو روشن و زنده کنیم و نهایتاً برای همه ما یک امید سوسو می زند.»
Abstract
The purpose of this study is to identify the factors of successful marriage accounts from self-described happy couples. For this purpose 300 couples were selected from among the staff of the industries, and the parents of students. The procedure undertaken is cluster sampling. So far two 3 couples who got a high score from ECS (1989) and described themselves as happy couples underwent an in-depth, semi-structured interview. The results show that successful couples trust, consult, are honest, believe in God, make decisions together, have commitment, friendly relationship, and rational objectives. Traditional couples and non-traditional couples differed only in the procedures of family management.
© 2010 Elsevier Ltd. All rights reserved.
Keyword: Successful Marriage, Happy Couples, Marital Satisfaction, Equity, Stability;
Asoodeh M. H, Khalili Sh, Daneshpour M, Lavasani M. Gh (2010). Factors of Successful Marriage: Accounts from Self Described Happy Couples. World Conference on Psychology, Counselling and Guidance. Turkey
پذیرفتن ریسک های کوچک زندگی مانند نظر دادن در شغل، یا به تنهایی به
سینما یا به سفر رفتن میتواند شجاعت شما را زیاد کند. تمرین چنین کارهای
ترس شما را میکاهد و اعتماد به نفس و شادیتان را می افزاید.
1-
برای خودتان سرمایه گذاری کنید! زنان در وقت گذاشتن برای دیگران و تلاش
برای برطرف کردن نیاز آنها تلاش بسیاری میکنند، اما صرف وقت یا پول برای
خودشان شاید نوعی خوشگذرانی به چشم بیاید. اما سرمایه گذاشتن برای خود
احساس سلامتی را در شما افزایش می دهد، ظاهر و درون شما را زیباتر می کند.
چرا در کلاسهایی که برای شغل شما مفید است یا به شما در کشف علایقتان کمک
میکند ثبت نام نمی کنید؟ این سرمایه گذاری حتی میتواند بسادگی خریدن یک
دسته گل در هفته برای خودتان باشد.
2
- مغز خود را انعطاف پذیر تر
کنید نئوروبیک به تمریناتی گفته می شود که ارتباطات جدیدی را در مغز شما
فعال می کند و با تاثیرات روانی افزایش سن مبارزه می کند. نئوروبیک حواس 5
گانه شما را در راه های پیش بینی نشده به کار می گیرد که باعث تقویت اعصاب
می شود و کمک میکند تا سلولهای مغز جوان و قوی بمانند. عادت کنید که در
تاریکی لباس بپوشید یا حمام کنید. چیزهایی را که در یک سمت عادت به
پوشیدنشان داشتید، در سمت دیگر بپوشید. مثلا ساعتتان را در دست دیگر
ببندید. هر صبح عطر جدیدی را استشمام کنید یا غذاهایی را که تابحال نچشیده
اید بپزید.
3
- شجاعت ریسک را داشته باشید در کتاب \"زن و پول\"
آمده است: « ترس اغلب چیزی است که بین ما و شجاعتمان می ایستد. ما می
ترسیم که قایق را به حرکت درآوریم. از مواجهه شدن می ترسیم. می ترسیم کسی
را ناراحت کنیم یا شغلمان را از دست بدهیم. می ترسیم همسرمان از ما جدا
شود. می ترسیم کودکانمان دوستمان نداشته باشند. می ترسیم از آنچه که
دیگران ممکن است راجع به ما فکر کنند. » پذیرفتن ریسک های کوچک زندگی
مانند نظر دادن در شغل، یا به تنهایی به سینما یا به سفر رفتن میتواند
شجاعت شما را زیاد کند. تمرین چنین کارهای ترس شما را میکاهد و اعتماد به
نفس و شادیتان را می افزاید.
4- با احساسات منفی خود کنار بیایید!
بسیاری از زنان از اینکه در خانه می مانند و مادری میکنند ناراضی اند.
برای \"بله\" و \"نه\" های مداومی که باید بگویند احساس گناه می کنند. یک
روانشناس می گوید: به احساسات مثبت و منفی خود مجال بروز دهید و سعی کنید
آنها را بشناسید. اینکار بهتر از مقابله با انهاست و به شما کمک میکند تا
سریعتر آرام شوید و تمرکز بگیرید.
5
- تمرینات ورزشی مناسب خود را
بیابید استرس ناشی از تمریناتی که انتخاب شما نبوده است، مهمتر از مزایای
آن ورزش است. اگر شما مجبور باشید بدوید، دوچرخه سواری یا شنا کنید، زیرا
همسر شما چنین ورزشهایی می کند، ضرر آن برای بدنتان بیشتر از مزیت آن است.
تمرینات مورد علاقه خود را پیدا و دنبال کنید و جزو 60 درصد کسانی که در
طول شش ماه آغاز ورزش آن را رها می کنند نباشید. تصورات خود را کنار
بگذارید و به سراغ تمریناتی که برایتان جذاب تر است بروید.
6-
بخندید! تاثیر خنده و ورزش بسیار مانند هم است. در هنگام فعالیتهای عادی
خود بخندید. خنده کالری می سوزاند، اندروفین مفید را افزایش میدهد. استرس
را کاهش و ایمنی بدن را افزایش میدهد. قهقهه حتی رضایت شغلی شما را زیادتر
و اعتماد به نفس را بیشتر می کند و به شما کمک کند از موانع رد شوید. عادت
کنید هر دو ساعت یکبار بخندید و سلامت شما را مانند خوردن یک سیب در روز
تضمین خواهد کرد.
7- استفاده از عطر لیمو رایحه مرکبات فعالیت مغزی
شما را بهتر و ایمنی بدن را بهبود می بخشد. روغن لیمو با تغییر مقدار
سروتونین مغز به شما احساس مثبتی میدهد. عطر لیمو را در کنار عطرهای مورد
استفاده خود، شمعها، روغن مخصوص حمام یا در لباسهایتان استفاده کنید.
8
-
یاد بگیرید که شغل خود را دوست داشته باشید بر اساس یک تحقیقات، 84 درصد
از آمریکاییها از شغل خود ناراضی اند. اگر شما هم اینگونه اید سعی کنید
دلیلش را بفهمید. آیا از حقوق خود ناراضی هستید؟ شغلتان با دانشتان بی ربط
است؟ از شما قدردانی نمی شود یا کار زیادی از شما خواسته می شود؟ در کنار
گشتن به دنبال شغل جدید، یاد بگیرید که \"نه\" بگویید. مسایل را شخصی
نکنید و مهارت های جدیدی کسب کنید. راه حل دیگر اندیشیدن به مزایای شغل و
اهداف بلند مدت است.
9
- در اجتماع حضور داشته باشید. فقط ده
دقیقه فعالیت اجتماعی در روز میتواند قابلیت تفکر را به اندازه حل کردن
جدول افزایش دهد. ریسک تنهایی مانند سیگار کشنده است. اما فعالیتهای
اجتماعی می توانند از تنهایی و انزوا (که از عوامل مهم پیری زودرس،
فشارخون و اضطراب هستند) جلوگیری کند
10
- کنترل دخل و خرج ما
باید با پولمان رابطه خوبی داشته باشیم. زیرا برخورد هر کس با درآمدش،
مانند برخورد با خودش است. یاد بگیرید که دخل و خرج خود را کنترل کنید:
بیمه بازنشستگی، کارت های اعتباری، بیمه عمر و بودجه خانواده. این قدرت
کنترل را در خود افزایش دهید و در کنار آن سرمایه گذاری را نیز فراموش
نکنید. "
مردانی که حلقه ازدواجشان را دستشان نمیکنند، حس تعهدشان کمتر است
یک
حلقه شما را یاد چه می اندازد؟ ازدواج ، عشق و شاید بشود گفت
وفاداری.امروزه در اکثر کشورهای دنیا این حلقه البته- اگر در انگشت
انگشتری دست چپ باشد-
نماد ازدواج و به دست داشتن آن نشانی از
دوام این رابطه است.اما برخی از متاهل ها به دلایل مختلف این نماد را
همیشه به همراه ندارند.بعضیها به خاطر شغلی که دارند (شاید جالب نباشد که
نماد عشق آدم دائم توی خمیر نان باشد یا بخواهی با آن دستکش جراحی به دست
کنی یا...)،
بعضیها به خاطر حساسیت پوستی و هزار دلیل دیگر.اما
اگر قبلا فقط همسرتان حق داشت از شما بخواهد حلقهتان را دست کنید،حالا یک
دلیل محکم وجود دارد که شما به دستور بچه هایتان باید این حلقه را به
انگشت بیندازید!
یک روانشناس اجتماعی از دانشگاه آلبرتای کانادا،
ادعا می کند کسانی که حلقه ازدواجشان را به دست نمیکنند در مقایسه با
کسانی که آن را همیشه به دست میکنند،بیشتر بچههایشان را فراموش میکنند.
دکتر اندرو هارل همچنین میگوید:<جوانان جذابی که این عادت را
دارند،فراموش کارترین والدین برای فرزندانشان هستند.>
دکتر
هارل که مدیر یک آزمایشگاه پژوهشی جمعیت شناسی است،برای انجام این پژوهش
تعدادی از والدین و فرزندان را که در مجموع 862 نفر بودند در 14 فروشگاه
بزرگ آلبرتا مخفیانه مورد مطالعه قرار داد و به نتایج جالبی رسید. او
دریافت که 14 درصد از همراهان بچه ها دست کم یک بار آن قدر از او غافل
میشوند که بچه از دید آن ها خارج شده و نزدیک به 300 متر دور میشود و
این فاصله برای پیشگیری از اکثر حوادثی که میتواند در کمین کودکان یک تا
7 ساله مورد مطالعه بوده باشد، خیلی زیاد است.
نکته جالب دیگر
اینکه این سهل انگاری در مورد پدران جوان، بیشتر از مادران جوان بوده و در
حالیکه مردان جوان بدون حلقه 25 درصد مواقع کودکانشان را فراموش می
کردند،این رقم در مورد زنان جوان بدون حلقه تنها 19 درصد بود.دکتر هارل
میگوید: <تحقیقات قبلی ما نشان داده بود کسانی که حلقه ازدواجشان را
دست نمیکنند، نسبت به ازدواجشان تعهد عاطفی کمتری دارند.اما این پژوهش
نشان داد این عدم تعهد عاطفی نسبت به کل خانواده است.>
وی می
گوید: <حقیقت این است که بودن به دنبال روابط عاطفی خارج از حیطه
ازدواج توجه فرد را به فرزندانش نیز کاهش میدهد و این موضوع میتواند در
هر جایی اتفاق بیفتد، حتی جایی مانند فروشگاه که بیشتر برای خرید کردن است
نه برای خلق روابط عاطفی.>دکتر هارل نتایج این تحقیق را در هفدهمین
کنفرانس سالانه جمعیت شناسی دانشگاه آلبرتا ارائه کرد،مجمعی که سال گذشته
با نتایج تکان دهنده یک تحقیق دیگر او به شگفت آمده بود.
سال
گذشته در همین کنفرانس دکتر هارل اعلام کرد که بر اساس پژوهش های او
والدین از کودکان خوشگل بیشتر مراقبت میکنند! امسال نیز او ادعا کرد که
در این تحقیق هم کودکان زیبایی که سن آنها از 3 سال کمتر بود ،بیشتر مورد
توجه والدین قرار داشتند. وی همچنین میگوید از میان آنهایی که حلقه
ازدواجشان را به دست داشتند، والدینی که خود زیباتر بودند بیشتر به
فرزندشان توجه داشتند و
استدلال میکند شاید والدین زیباتر
مشکلات و دغدغه های کمتری در مورد زندگی و سلامتشان دارند و به این ترتیب
بهتر میتوانند به کودکانشان توجه نشان دهند. وی میگوید:<با وجودی که
میدانم بیان این نتایج اندکی خشن است اما ما باید دلیل حوادثی را که برای
بچه ها رخ می دهند پیدا کنیم و با تغییر رفتارمان بهتر مراقب آنها
باشیم.>